بیانیه 50 تن از اعضای خبرگان رهبری
50 نفر از خبرگان منتخب ملت در بیانیه ای با تجلیل از حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات 22 خرداد دیدگاههای خود را درباره مسائل اخیر اعلام کردند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، متن کامل این بیانیه به این شرح است:
سلام علیکم
با حمد و سپاس بیکران به درگاه ایزد منان ما جمعی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری حضور چهل میلیونی شما مردم فهیم و انقلابی و ولایتمدار را در صحنه انتخابات بیست و دوم خرداد ماه هشتاد و هشت که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی و یک همه پرسی در تایید نظام جمهوری اسلامی ایران بود ، ارج مینهیم و مواردی را با شما مردم خوب و فهیم در میان میگذاریم.
1- لازم میدانیم که مراتب قدردانی و تجلیل و تکریم و تشکر خویش را از این همه شور و شعور و حضور و وظیفهشناسی اعلام داریم.
2- ولایت مطلقه فقیه، استمرار راه انبیا و امامان است و ریشه در تفکر قرآنی و معارف اهل بیت (ع) و سابقه ممتد تاریخی از آغاز عصر غیبت کبرا تا کنون دارد ولایت الهی فقیه عادل، به طور ویژه بنیان نظری نهضت اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) است. اعتبار همه مناصب و مقامات حکومتی و مشروعیت تصرفات و تصمیمها و اقدامات آنها در قلمرو مسائل عمومی و وظایف قانونی، ناشی از نصب مستقیم و یا غیرمستقیم و تایید ولی فقیه است. در خصوص ریاست جمهوری هم به تصریح امام راحل و صریح اصول قانون اساسی، اگر تنفیذ انتخاب مردم از سوی ولی فقیه صورت نگیرد ریاست جمهوری، طاغوت است و مشروعیت ندارد . رئیسجمهوری با اعتماد و انتخاب مردم و تنفیذ رای ملت از سوی رهبری، مشروعیت و اعتبار کسب میکند و به مثابه بازوی اجرایی ولی فقیه است . او موظف است سیاستها و خط مشی دولت را بر اساس سیاستها و رهنمودهای رهبری، ترسیم و اجرا کند در غیر این صورت اعتبار شرعی و قانونی ندارد.
3- در این سه دهه، ملت ولایتمدار و شهیدپرور، همواره، وفاداری و پیروی از ولی فقیه واجب الاطاعه را در همه صحنهها به نمایش گذاشته است. با تحقق گفتمان امام و رهبری، استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی پایدار گردید.بعد از ارتحال امام و تعیین حضرت آیتالله خامنهای از سوی خبرگان منتخب ملت،به عنوان رهبری، معظم له، با اقتدار و صلابت، راه امام را در این دو دهه تداوم بخشیدند و رهبری شایسته و بینظیری را در جهان ارائه دادند. این رهبری والا، در سایه تعالیم اسلام و باورهای دینی مردم تحقق یافته است.
4- دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در جریان انتخابات دهم با فضاسازی رسانهای و تشکیک زودهنگام در سلامت انتخابات و ایجاد التهاب سیاسی و اجتماعی و بالا بردن هیجانات و مطالبات از طریق استفاده ابزاری از انتخابات، و استفاده از غفلت بعضی از نامزدان ریاست جمهوری با یک جنگ روانی تمام عیار، وارد عمل شدند و با ادعای موهوم و شبیه به افسانه "تقلب بزرگ در انتخابات " که برگرفته از سناریوی انقلابهای مخملین بود، سعی در تخریب اذهان عمومی و ایجاد یاس و تردید در مردم کردند. با خطبه تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه بیست و نهم خرداد ماه و اعتماد به نهادهای قانونی، توطئه دشمنان مثل گذشته نقش بر آب شد.
امت خداجو، با استحکام و اقتدار، پشت سر رهبر خویش، برای پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی به راه خود ادامه خواهند داد.
5- بسیاری از علما و نخبگان و شخصیتها و دلسوزان نظام انتظار دارند که رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام که همواره با تدبیر و فراست در کنار امام و رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک کردهاند در شرایط کنونی نیز با پشتیبانی بیشتر و شفافتر از ولایت فقیه و بیانات رهبری، در این شرایط حساس دشمنان اسلام و نظام و کینهتوزان و بدخواهان و فرصتطلبان را در نقشه شیطانی برای آسیب به وحدت و همدلی، ناکام گذارند.
6- از رئیسجمهوری محترم جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد که با اعتماد مجدد مردم و با اکثریت قاطع بیش از بیست وچهار میلیون رای دوباره انتخاب شدند- میخواهیم که با تبعیت از اوامر رهبری و توجه به نصایح خیرخواهانه بزرگان دینی - اولا بیش از گذشته با تمام توان، در ترویج دین و اخلاق و خدمت به ملت و حل مشکلات معیشتی و پیشرفت و عدالت تلاش کنند.
- ثانیا از تمامی ظرفیت و توانمندی نیروهای متعهد و ولایی و متخصص و انقلابی، در شرایط فعلی استفاده کنند و در جهت هماهنگی وانسجام و همکاری دولت و ملت و قوای سهگانه و سایر نهادهای عمومی و دستگاههای گوناگون و شخصیتهای تاثیرگذار با جدیت بیشتر از گذشته تلاش کنند و از به کارگیری افرادی که موجب لطمه زدن به یکپارچگی دولت وحساسیت ویژه نخبگان و مردم ولایتمدار و دلسوزان نظام میشود قاطعانه پرهیز کنند.
7- در پایان بار دیگر تاکید میکنیم که نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، میراث گرانسنگ امام خمینی است . تنها شیوه برای حفظ و حراست از راه امام، حمایت از ولایت فقیه است. تداوم انقلاب اسلامی، بر پایه تمسک به ولایت فقیه و ولی فقیه واجبالاطاعه است . نیز اعلام میکنیم خط امام را باید در اندیشه و سلوک رهبری یافت. فصل الخطاب رهبری است و هر گونه انحراف از راه و مواضع رهبری انحراف از آرمانهای انقلاب و خط اصیل امام خمینی است.
امیدواریم نخبگان جامعه، در این امتحان الهی همراه صفوف یکپارچه ملت، در کنار رهبری، همواره در پاسداری از این ودیعه الهی و دفاع از حریم شرع مقدس و حقوق ملت و نعمت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، مشمول تفضلات الهی و لطف و عنایت بقیهالله الاعظم (عج) قرار گیرند.
والعاقبة لاهل التقوی و الیقین
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اکثریت نمایندگان مجلس خبرگان رهبری
پيام هاي ديگران ()
link
جمعه ٢ امرداد ۱۳۸۸ -
فتوایی تازه علیه رئیسجمهور تقلبی و انتخابات کودتایی
آیتالله بیات زنجانی، از مراجع تقلید مخالف کودتا، با صدور فتوای مهمی که در پاسخ به سؤال یکی از مقلدانش صادر شده است، تصریح کرد که تنفیذ رهبری برای رئیسجمهور برآمده از انتخابات تقلبی، مشروعیت نمیآورد.
به گزارش «موج سبز آزادی» در این فتوا آمده است: اگر کسی اطمینان پیدا کند که فرد مزبور، از راههای نامشروع و بر اساس تقلب روی کار آمده، تنفیذ رهبری و نیز انجام مراسم تحلیف چونکه تمام العلة برای مشروعیت نیستند و این دو زمانی نافذند که شخص بر اساس رای سالم به این مقام دست یافته باشد، مشروعیت آور نیستند.
آیتالله بیات همچنین در ادامهی فتوای خود تصریح کرده است: در فرض مذکور از باب نهی از منکر و امر به معروف از هر وسیله ممکن می توان در معرفی نامشروعیت فرد مزبور، استفاده کرد.
«موج سبز آزادی» متن کامل این استفتا و پاسخ آیتالله بیات به آن را عینا و بدون ویرایش از سایت این مرجع تقلید نقل میکند:
بسمه تعالی حضرت ایت الله العظمی جناب آقای بیات زنجانی (دامه عزه) با عرض سلام و تقدیم احترام سوالات خود را در سه بخش به استحضار حضرتعالی می رسانم و در صورت صلاحدید به اینجانب پاسخ دهید. با توجه به اعلام عدم مشروعیت سیاسی دولت دهم از سوی نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و تعدادی دیگر از شخصیت های سیاسی کشور و هم چنین عدم مشوعیت شرعی دولت دهم از سوی برخی از مراجع بزرگوار تقلید و فعالان دینی عنوان شده است . در صورتی تنفیذ حکم ریاست جمهوری دولت دهم در 12 مرداد 1388 برگزار شود و ریس جمهوری توسط مقام رهبری حکم تنفیذ خود را دریافت دارد و در مجلس شورای اسلامی مراسم تحلیف و سوگند را اجرا نمایند. 1- آیا با حکم تنفیذ که توسط مقام رهبری صورت می یرد دولت دهم و ریس جمهور مشروعیت خود را باز پس می گیرد؟ 2- در صورتی که بعد انجام مراسم تنفیذ و تحلیف کماکان دولت دهم و ریس جمهور آن مشروعیت سیاسی و شرعی ندارد آیا پرداخت قبوض آب و برق و گاز و مالیات و هر گونه وجوه دیگر که باید از طرف ملت به دولت پرداخت شود پرداخت ان کما کان جایز است و وظیفه ملت است که در هر شرایطی وجوه قبوض مصرفی را پرداخت نمایند و یا اینکه از مصرف کردن خودداری کنند؟ 3- در صورت عدم مشروعیت ریس جمهور و دولت دهم ایا همکاری کردن با دولت دهم در سطوحی حرام است و یا اینکه به علت نیاز باید از روی ناچاری با آن همکاری نمود.ج - 23/04/1388
جواب: مشروعیت و یا عدم مشروعیت دولت از طرق زیر امکان پذیر است: الف) شورای نگهبان که در قانون اساسی مقام رسمی برای اعلام صحت و یا عدم اعلام صحت انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری شناخته شده است. ب)مجلس شورای اسلامی که بر اساس قانون اساسی بررسی صلاحیت و عدم صلاحیت(عدم کفایت سیاسی-اجرائی) رئیس جمهور را بر عهده دارد. ج)اینکه یک فرد علم وجدانی پیدا کند که فرد به ظاهر منتخب، شرایط لازم مشروعیت را ندارد و برای مثال از راههای نامشروع که برای فرد به اثبات رسیده است متصدی امر شده؛ بنابراین صرف اعلام نامزدهای انتخاباتی، برای اعلام عدم مشروعیت کافی نیست مگر اینکه از قول آنان، اطمینان به دست آید. روی این فرض اگر کسی اطمینان پیدا کند که فرد مزبور، از راههای نامشروع و بر اساس تقلب روی کار آمده، تنفیذ رهبری و نیز انجام مراسم تحلیف چونکه تمام العلة برای مشروعیت نیستند و این دو زمانی نافذند که شخص بر اساس رای سالم به این مقام دست یافته باشد، مشروعیت آور نیستند و در فرض مذکور از باب نهی از منکر و امر به معروف از هر وسیله ممکن می توان در معرفی نامشروعیت فرد مزبور، استفاده کرد. در این مورد اگر عدم همکاری در برکناری فرد نامشروع و یا لااقل در کم کردن تصمیمات غیر قانونی او اثرگذار باشد، از باب نهی از منکر لازم است. در پاسخ به سئوال سوم نیز باید توضیح داد که اگر شخص و یا اشخاصی به این نتیجه برسند که رئیس دولت واجد شرایط لازم نیست، این معنا سطوح حوزه ریاست را نا مشروع می سازد ولی دولت و هیات وزیران را نامشروع نمی سازد؛ ولی اگر کسی رئیس دولت و نیز دولت را نامشروع بداند، نمی تواند با آنان کار کند و در صورت همکاری، جزو اعوان ظلمه به شمار می رود مگر آنکه آنقدر اضطرار پیدا کند که ناچار به همکاری شود که در اینصورت مکلف است به حداقل اکتفا کرده و در حد توان موجب تقویت دولت نامشروع نگردد و در حد امکان، برای حل مشکلات افراد صالح از تلاش خویش مضایقه نکند.
منبع: http://bayatzanjani.net
پيام هاي ديگران ()
link
پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸ -
مجمع روحانیون: تنها راهحل خروج از بحران کنونی، برگزاری همه پرسی است
ساعتی پس از انتشار خبر اظهارات خاتمی درباره برگزاری رفراندوم دربارهی مشروعیت دولت، مجمع روحانیون مبارز نیز با صدور بیانیهای تصریح کرد که: «برابر نص صریح قانون اساسی، تنها راه حل برونرفت از بحران کنونی، برگزاری همهپرسی از مردم است.»
متن پنجمین بیانیه مجمع روحانیون مبارز پس از انتخابات اخیر به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بعثت حضرت ختمی مرتب محمد مصطفی(ص) بر همه مومنان، مسلمانان، حقخواهان و آزادگان بهویژه ملت بزرگ و افتخارآفرین ایران مبارک باد!
نزول وحی الهی بر قلب مبارک سرور موجودات و سالار عالمیان، آغاز مرحله تازهای در تاریخ انسان بود تا او را از تاریکی نادانی و غفلت از حق و حقیقت رهایی بخشد و بندهای شرک و استبداد و ظلم و تبعیض و حقارت را از پای جان او برگیرد و راه کمال و والایی را به او بنماید تا با عزمی مستحکم و اراده متکی بر ایمان و عرفان و خرد آن را بپیماید.
انقلاب اسلامی ایران به پیشوایی مردی از سلاله رسول الله (ص) و عالمی سالک و عادل و فقیه و حکیم و بنده خوب خدا حضرت امام خمینی(قدس سره) را مردم در تداوم «بعثت» یافتند و بر آن دل سپردند تا در سایهسار آن، بنیان استبداد هزاران ساله و استعمار چند صد ساله ویران شود و بنیاد آزادی و عدالت و رشد و سربلندی برپا گردد؛ بنیادی سازگار با ارزشهای دین خدا بخصوص عدالت و اخلاق.
پاسداشت «جمهوری اسلامی» که دستآورد بزرگ انقلاب اسلامی است، بر همه ما لازم است، بخصوص اینک که آشکارتر از گذشته هم جمهوریت و هم اسلامیت در معرض تهدیدهای جدی است. از جمله آنچه در انتخابات اخیر گذشت هشداری است برای همه آنان که به انقلاب و راه امام وفا دارند و ایران و ایرانی را بزرگ و سربلند میخواهند.
در انتخابات اخیر اعتماد عمومی نسبت به اینکه "میزان رأی ملت است" آسیب جدی دید و برای میلیونها انسان این شائبه پیش آمد که چهبسا جریانها و سازوکارهایی بتوانند در رأی واقعی مردم تصرف کنند و نتیجهای را جز آنچه مردم خواستهاند، اعلام و القا کنند.
اخلاق که تتمیم مکارم آن، هدف بعثت پیامبر(ص) بود، بخصوص از سوی بعضی از حاکمان یا محافل و گروههای مدعی انقلابیگری و اسلامخواهی به بدترین وجهی مورد تعدی قرار گرفت و بسیاری از انسانهای پاک، خوشسابقه در انقلاب و خدمتگزار مردم، در معرض اهانت و تهمتهای زشت قرار گرفتند.
اعتراض مدنی مردم که ولی نعمت حاکمانند، با خشونت، منجر به ضرب و جرح و قتل و بازداشت شد و خیزش آرام و مظلومانه میلیونها ایرانی به بیگانگان نسبت داده شد و بر طبل اهانت به ملت و چهرههای مورد اعتماد و احترام مردم نواختند و حتی حق مسلم برپایی اجتماعات آرام و تظاهرات مدنی را از کسانی که به هر دلیلی به وضع موجود و انتخابات اخیر معترض بودند، پایمال کردند و بدین وسیله به انقلاب، ارزشهای آن، ملت و میهن جفای غیرقابل جبران کردند، و با محدودکردن فضای بحث و گفتوگو و بستن راههای ارتباطی به روی مردم و برپایی توفان تخریب و اهانت و تحریک از سوی رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی در انحصار حکومت و تحمیل فضای امنیتی و سیاسی بر کشور، چهره انقلاب و نظام مشوه شد و با دستگیری صدها تن از چهرههای موجه دینی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و جوانان عزیز از دختر و پسر به جای ملاطفت و محبت و رحمت، رعب و خشونت و تنفر بر جامعه مستولی شد.
در چنین فضای ناسالمی، آنچه در نماز جمعه این هفته رخ داد، از یک سو نشانه دلبستگی مردم به اصل انقلاب است که اکنون احساس میشود از سوی جریانهای پرمدعای خشونتطلب بداخلاق و ضدحقوق مردم در معرض تهدید قرار گرفته است و از سوی دیگر زمینهای بود برای حضور متین و آرام صدها هزار انسان که همه راههای حضور مدنی را به روی خود بسته میبینند.
ضمن تشکر از این حضور مبارک و پر راز و رمز، جا دارد از بیانات سنجیده، خیرخواهانه و شجاعانه آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز سپاسگزاری کنیم.
آیتالله هاشمی که از پیشتازان انقلاب اسلامی و پیروان صادق و فداکار امام و از سرمایههای کشور است، بخصوص در جریان انتخابات اخیر و پس از آن، مورد اهانت و جفای بیرحمانه و کینتوزانه قرار گرفت، همچنان که برخی دیگر از شخصیتهای بزرگ و برجسته حوزه علمیه قم و نیز شماری از چهرههای شاخص و تاثیرگذار روحانی در تهران آماج حملات ناجوانمردانه قرار گرفتند. گرچه این اهانتها از قدر انسانهای بزرگ و خدمتگزار نمیکاهد، ولی نشان میدهد که 30 سال پس از پیروزی انقلاب، اخلاق و ادب تا چه درجهای سقوط کرده است و افسوس بیشتر اینکه به جای برخورد با بداخلاقان مردم فریب از کیسه انقلاب و ملت و کشور به آنان پاداش داده میشود و منتقدان وضع موجود مجبور به پرداخت هزینههای سنگین میشوند.
امروز اگر خیر انقلاب و کشور و ملت را میخواهیم، همگی باید پیشنهادهای متین آیت الله هاشمی را که در واقع حداقلهایی است که میتواند هم بخشی از حق مردم را ادا کند و هم جامعه را به سوی اطمینان و آرامش ببرد و امید به آینده را افزونسازد، جدی بگیریم و آن را عملی سازیم.
با توجه به اینکه اعتماد حداقل میلیونها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است، مجمع روحانیون مبارز بر اساس نص صریح قانون اساسی مصرانه میخواهد برای خروج از بن بست و بحران موجود به جای اصرار بر روشهای ناکارآمد که تاکنون نتیجهای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همهپرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود. البته همهپرسیای نه توسط نهادها و مراکزی که انتخابات را به این گونه سرنوشتی دچار کردند بلکه زیر نظر نهاد و مرجعی بیطرف و مورد اعتماد مردم.
جا دارد که حاکمیت به جای اعتماد به تحلیلهای بیمارگونه و توهمزا که مبنای سیاستها و اعمال زیانبار و منشأ زیر پا نهاده شدن حقوق شهروندی مردم و نقص آشکار قانون اساسی و قاعده انصاف و شرع و عقل شده است، به پیشنهادهای خیرخواهانه عزیزانی چون هاشمی رفسنجانی توجه و اهتمام کنند تا در سایه آن رهبری، ملت و کشور همه برنده صحنهای باشند که اگر وضع فعلی ادامه یابد، همگان بازنده خواهند بود.
و ما توقیقنا الا بالله علیه توکلنا و الیه انبنا
مجمع روحانیون مبارز
28/4/88
------------------------------------------------------------------------------------------
منبع : موج سبز آزادی
پيام هاي ديگران ()
link
دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸ -
دلخوشکنک!!!
همبستگی جهانی در حمایت از مردم ایران
سازمانهای بینالمللی مدافع حقوق بشر، ۲۵ ژوئیه (شنبه، سوم مرداد) را روز جهانی همبستگی با مردم ایران، دفاع از حقوق بشر، حقوق شهروندی و آزادی مطبوعات در این کشور اعلام کردند.
کمپین بین المللی حقوق بشر ایران، سازمان عفو بینالملل، سازمان گزارشگران بدون مرز،دیدهبان حقوق بشر و فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر از جمله صادرکنندگان این بیانیه مشترک هستند.
این سازمانها از مردم سراسر جهان خواستهاند که سوم مرداد ماه در تظاهراتی، حمایت خود از جنبش اعتراضی مردم ایران را نشان دهند.
شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه صلح نوبل نیز از این برنامه حمایت کرده است.
این سازمانها از مقامهای جمهوری اسلامی خواستهاند که با احترام به قوانین حقوق بشر، بازداشتشدگانی را که به صورت مسالمتآمیز به دنبال بیان اعتراض خود بودهاند، آزاد کنند.
آزادی همه زندانیان سیاسی، عقیدتی و روزنامهنگاران از دیگر خواستههای این سازمانهای حقوق بشری است.
--------------------------------------------------------------------
خبرهای رسیده حاکی از آن است که چند تن از علمای برجسته قم به آیتالله خامنهای فشار میآورند تا به جای ادامه جانبداری از احمدینژاد، اعتراضات مردم و انتقادات علما را بپذیرد و بحران سیاسی موجود را با تدبیر حل کند.
طبق گزارشهای رسیده، قرار است به زودی آیتالله جوادی آملی و آیتالله امینی به نمایندگی از طرف جمعی از علما که به درخواست هاشمی رفسنجانی برای پیگیری حل بحران کنونی تشکیل شدهاند، با آیتالله خامنهای دیدار کنند و دیدگاههای آن جمع را به وی منتقل سازند.
در همین حال خبرهای دیگر حاکی است تعداد دیگری از روحانیون بلندپایه نیز به طور جداگانه در جلساتی با رهبری، انتقادات تندی به وی وارد کرده اند. در یکی از این موارد، آیت الله خرازی، عضو برجسته جامعه مدرسین، دیهی خونهای ریخته شده را به گردن رهبری دانسته است.
همچنین یک منبع موثق نیز خبر داده که در جلسه سه شنبه گذشته هاشمی با رهبری که فضای تلخی هم بر آن حاکم بوده، رهبری از هاشمی خواسته که در مراسم تنفیذ شرکت کند، اما وی با عصبانیت از پذیرش این درخواست امتناع ورزیده و به دلیل تلخی فضا، رهبر در مورد خطبههای نماز جمعه هم بحثی را پیش نکشیده است.
------------------------------------------------------------------------------
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس با تاکید براینکه انتخاب مشایی بعنوان معاون اول رییس جمهور اعلام جنگ به مجلس بود، تصریح کرد:«استیضاح احمدینژاد و تهیه طرح عدم کفایت او از راهکارهای پیشروی نمایندگان است.»
داریوش قنبری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، در پاسخ به سئوالی در مورد انتخاب مشایی بعنوان معاون اول علی رغم انتقادات گسترده اصولگرایان و نمایندگان مجلس به او، اظهار داشت:«انتخاب مشایی بعنوان معاون اول از سوی احمدینژاد خلاف جهتگیریهای مجلس و به نوعی اعلام جنگ با مجلس و نمایندگان بود.»
وی ادامه داد:«نمایندگان مستقل، اصولگرایان و اصلاحطلبان همگی از منتقدان رفتارها عملکرد و اقدامات مشایی بودند و همواره در طول چهار سال گذشته، خواهان برکناری و اخراج او از کابینه از سوی احمدینژاد بودند، اما اکنون شاهد هستیم ایشان با دهن کجی به مجلس، مشایی را معاون اول خود معرفی میکند.»
قنبری با بیان اینکه این رفتار احمدی نژاد نشان داد که او همچنان به دنبال کابینه مطیع و فرمانبردار است، گفت:«هیچ تغییر و تحولی در افکار و اندیشه احمدینژاد رخ نداده و او همچنان به دنبال کابینه فامیلسالاری به جای کابینه شایستهسالار است.»
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرد:«مجلس باید از همین ابتدا در برابر احمدینژاد بایستد و اجازه ندهد که شان قوه اجراییه کشور با انتخاب چنین افرادی پایین بیاید و امکانات کشور به دلیل سوء مدیریتها هدر برود.»
نماینده مردم ایلام خاطر نشان کرد:«دولت نباید مانند مهاجمانی که کشور را غصب کرده با بیت المال و اموال عمومی برخورد کند.»
وی افزود:«افراد باید بر اساس شایستهسالاری انتخاب شوند و احمدینژاد نباید تصور کند که هرگونه که بخواهد میتواند کشور را اداره کند.»
قنبری با اشاره به اختیارات نمایندگان در نظارت بر عملکرد قوه مجربه گفت:«مجلس اختیارات زیادی دارد، اما استفاده از این اختیارات مستلزم چند نکته است؛ اول اینکه نمایندگان از جایگاه، شان و اختیارات قانونی خود آگاه باشند و دوم اینکه در برخورد با مسایل و انحرافات شجاعت لازم را داشته باشند.»
نماینده ایلام ادامه داد:«سئوال و استیضاح رییس جمهور از حقوق نمایندگان است و آنها هم اکنون میتوانند به دلیل انتخاب مشایی، معاونین، مسایل مربوط به اداره کشور و حوادث جاری، طرح استیضاح و یا طبق قانون عدم کفایت را مطرح کنند.»
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس تاکید کرد:«مجلس نباید اجازه دهد همچون کابینهنهم فامیلسالاری و نزدیکبودن به حلقه یاران احمدینژاد ملاک انتخاب مدیران باشد.»
قنبری تصریح کرد:«در حال حاضر دولت اقتدار لازم را ندارد که بخواهد از موضع بالا با مجلس برخورد کند؛ مجلس از همین ابتدا باید با قدرت جلوی خیلی از کارها را بگیرد تا دولتی مبتنی بر نظام پارلمانی شکل بگیرد نه اینکه دولت به مجلس زور بگوید.»
پيام هاي ديگران ()
link
یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸ -
انتشار نامه مهم نمایندگان ویژهی موسوی پس از یک ماه
دو نماینده ویژه موسوی در دوران انتخابات، پس از سخنان مهم هاشمی در نمازجمعه، تصمیم گرفتهاند نامه محرمانه خود به لاریجانی را علنی کنند. عباس آخوندی و بیژن زنگنه در این نامه که در روز 30 خرداد نوشته شده، پیشنهاد کردهاند که سید حسن خمینی و آیتالله ریشهری بین دو طرف در کمیته میانجیگری عضو شوند؛ پیشنهادی که شنیده نشد و اساسا هیچ پیشنهاد دیگری نیز برای حل بحران و توقف کودتا در دستور قرار نگرفت.
زنگنه و آخوندی در توضیح خود درباره انتشار نامه مذکور نوشتهاند: در ارتباط با مطالب ایراد شده از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه مورخ 26 تیرماه، تصمیم به انتشار نامه پیوست خطاب به دکتر لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی گرفتیم. این نامه در تاریخ 30/3/1388 یعنی دقیقا فردای روز ایراد خطبه نماز جمعه توسط مقام معظم رهبری تدوین و تقدیم رییس مجلس شده است. متاسفانه علیرغم تلاشهای انجام شده در این ارتباط، پیشنهادهای ارائه شده، از سوی مقامات تصمیم گیر مورد توجه جدی قرار نگرفتند.
هر چند پاره ای از پیشنهادهای ارائه شده به دلیل گذشت زمان، موضوعیت خود را از دست داده اند، لیکن از آنجا که آگاهی عمومی از رویکرد پیشنهادی در این نامه می تواند مفید فایده باشد و نهایتا باید از اتفاقات اجتماعی به صورت جمعی تجربه اندوزی نمود، این نامه در کنار هزاران سند دیگر به ما می آموزد که اگر در موفعیت های استراتژیک، مقامات ملی درست تر اتخاذ تصمیم نموده بودند، چگونه می توانستیم شاهد بحران موجود در جامعه نباشیم.
گفتنی است عباس آخوندی، نماینده ویژه موسوی مستقر نماینده ویژه میرحسین موسوی در محل شورای نگهبان در روز انتخابات و بیژن زنگنه، مسوول تنظیم ارتباطات با صداوسیما در امر تبلیغات انتخابات بودهاند.
متن کامل نامه این دو نماینده ویژه موسوی به نقل از سایت «آینده» بدین شرح است:
بسمه تعالی
برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام و تحیت
پیرو مذاکرات متعدد در روزهای گذشته برای یافتن راههای برون رفت از بحران اجتماعی موجود، ذیلا تمایل داریم که چارچوبی را در این ارتباط عرضه کنیم، باشد که مفید واقع گردد و موجب کمکی به بازگشت آرامش به وجدان نا آرام جامعه شود.
به نظر ما آنچه در جامعه در جریان است معلول مدیریت ناصحیح فرایندهای انتخابات، به ویژه دوره تبلیغات انتخابات است. متاسفانه مدیریت روز اخذ رای و اقدامات پس از اعلام مقدماتی نتایج آراء نیز با مشکلاتی جدی مواجه بود. در هر صورت بزرگترین مسأله ای که اکنون جامعه ایرانی با آن مواجه است آسیب خوردن اعتماد عمومی به نتایج آرا انتخابات است. بنابراین هر راه حلی که ارائه می گردد باید به نحوی مفهوم اعاده اعتماد عمومی را در صدر وجهه همت خود قرار دهد. با این مقدمه راهکار ذیل را که با آن مقام محترم حضورا بحث کرده، یکبار دیگر به صورت مدون تقدیم می کنیم. پیش از بیان راه حل لازم به تذکر است که آنچه ذیلا آورده می شود نظرات شخصی ما است و به هیچ عنوان نمایندگی جناب آقای مهندس میر حسین موسوی را که در این انتخابات در کنار ایشان بودیم ندارد. لیکن مطمئن هستیم، هر راه حلی که مبتنی بر انصاف باشد و بتواند اعتماد عمومی را جلب نماید مورد قبول ایشان نیز خواهد بود.
چارچوبهای بنیادین راه کار پیشنهادی
هم چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند اختلاف به وجود آمده در جامعه،اختلاف بین اهالی انقلاب است. بنابراین با تهمت و افترا و بیرون راندن هر یک از طرفهای دعوا از صحنه مرتفع نمی گردد. اصل را باید بر اقناع و رفع شبهه گذاشت و گرنه این اختلاف پایانی نخواهد داشت. لازمه این امر اتخاذ فرایندهای اعتماد آفرین است. جنابعالی با توجه به حضور مداومتان در مذاکرات هسته ای بیش از هر شخص دیگری به این موضوع واقفید که فرایندهای اعتمادسازی کاری سخت، نیازمند رعایت جزئیات و مستلزم حوصله و بردباری است.
معترضان به نتایج آرا که تعداد آنها کم هم نمی باشد، باید به رسمیت شناخته شوند. این افراد بر اساس اصل 27 قانون اساسی دارای حقوقی هستند که باید ازآن برخوردار باشند. از جمله این حقوق حق برگزاری اجتماعات به صورت مسالمت آمیز و حق داشتن رسانه عمومی و استفاده از رسانه ملی است. بی حرمتی به معترضان از طریق رسانه ملی نه تنها کمکی به حل مشکل نمی کند بلکه احساسات افراد را جریحه دار نموده و بر اصرار آنها بر تداوم اعتراض خواهد افزود. متاسفانه در روزهای اخیر نه تنها با هیچ یک از درخواستهای تجمع مسالمت آمیز معترضان که شهروندان این کشور هستند موافقت نشد و نه تنها امکان استفاده از رسانه ملی به آنها داده نشده بلکه رسانه ملی با ادبیات ناشایستی با ایشان برخورد کرد که تنها عواطف آنها را جریحه دار نمود.
فاصله انداختن بین معترضان و رهبری آنها که در این مورد جناب آقای مهندس میر حسین موسوی است دو خطر عمده را در بر دارد. یکی عدم امکان ایفای نقش رهبری توسط ایشان و دیگری پر شدن خلاء رهبری توسط دیگرانی که امکان دارد عناصر ناشناخته ای باشند و دست به اقدامات ناشایستی بزنند می باشد. صد البته در این وضعیت رهبری معترضان مسئولیت هیچ یک از عواقب اقدامات پراکنده ای که به صورت خود جوش توسط افراد صورت می گیرد نمی پذیرد. شما خوب واقف هستید که در کنترل بحرانهای اجتماعی اولین اقدامی که لازم است صورت گیرد پذیرش مشروعیت رهبری معترضان است تا امکان گفتگو و رسیدن به راه حل فراهم گردد. در غیر این صورت تنها زبان گفتگو،زبان خشونت خواهد بود که در این مورد قطعا راهکار خوبی نیست، چرا که هیچ نظامی به مردمی که در چارچوب امنیت آن، مردم اقدام به مشارکت در انتخابات نموده اند با خشونت پاسخ نمی دهد.
اقدامات اجرایی پیشنهادی
به جناب آقای مهندس موسوی در یک و یا چند برنامه زنده صدا و سیمای جمهوری اسلامی اجازه حضور جهت طرح مسائل خود داده شود. رسانه ملی همواره این امکان را دارد که برای دیگران نیز در جهت نقد صحبتهای ایشان فضای لازم را فراهم آورد. بنابراین ممانعت از حضور ایشان در رسانه ملی اقدام بی وجهی است.
به ایشان و جمعیتهای هوادار ایشان توسط وزارت کشور اجازه راهپیمایی اعتراضی رسمی اعطا گردد. این موضوع باعث خواهد شد تا اقدامات مکرر خیابانی متوقف شود و مجموعه اعتراضات شکل قانونی و رسمی به خود گیرد و هر گونه اجتماعی با مسئولیت گروه مشخصی به پا شود.
مقام معظم رهبری فرمودند، از یک سوی تأیید کلی ایشان مانع از رسیدگی به شکایات نمی باشد و از سوی دیگر هیچ گونه بدعتی را در فرایند رسیدگی به صحت انتخابات نمی پذیرند و تنها شورای محترم نگهبان را مرجع رسمی و قانونی می دانند. پیشنهاد ما نیز در این چارچوب است. متاسفانه اکثریت اعضای محترم شورای نگهبان با جانبداری از یکی از نامزدان خود را در این مظان قرار دادند که قضاوتشان همراه با جانبداری است. البته بهتر این بود که حضرات آقایان به دلیل آنکه درمقام داوری قرار دارند رای خود را مخفی نگاه می داشتند تا امروز جامعه با چنین مشکلی مواجه نباشد.
علیرغم این، به نظر ما در همین چارچوب هنوز امکان اقدام وجود دارد. پیشنهاد این است که شورای نگهبان هیاتی از رجال ملی و مورد اعتماد مردم را که اظهار نظر آنان موجب جلب اعتماد عمومی و آرامش جامعه شود را به عنوان خبرگان امین خود انتخاب کند. دامنه رسیدگی این هیات که به عبارتی می بایست نقش هیات منصفه را ایفا نماید، باید عام و بدون محدودیت باشد. این هیات باید بتواند نسبت به اتفاقات به وقوع پیوسته در فرایند انتخابات، مسائل روز اخذ رای و حوادث پس از آن اظهار نظر نماید. این هیات می بایست حق دسترسی به کلیه شکایات و اطلاعات واصله به شورای محترم نگهبان را داشته باشد. و حق داشته باشد تا مستقیما با نامزدهای انتخابات و یا نمایندگان آنها گفتگو کند و هم چنین حق داشته باشد که از قضات عالیرتبه دیوانعالی کشور و سایر کارشناسان خبیر به عنوان همکار استفاده نماید. این هیات در انتهای کار خود که می تواند بین دو هفته تا بیست روز به طول بینجامد می بایست گزارشی را خطاب به شورای محترم نگهبان تهیه کند و متن آن را جهت آگاهی عمومی منتشر نماید. انگاه شوای نگهبان متکی بر این گزارش تصمیم نهایی خودرا اتخاذ کند. در این صورت امکان جلب اعتماد عمومی به گزارش منتشره و تصمیم متخذه فراهم خواهد آمد.
ما پیشنهاد می کنیم که اعضای این هیات مرکب از افراد زیر باشد، هر چند با هیچ یک از افراد نامبرده هیچ گونه مذاکره ای صورت نگرفته است و ممکن است ایشان پذیرای این مسئولیت نباشند. به هر روی، افراد پیشهادی ما بدین شرح است:
1- جناب حجه الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی از بیت شریف حضرت امام (ره) 2- جناب حجه الاسلام و المسلمین محمدی ری شهری از علمای خوشنام، منصف و با تقوی و هم چنین با سابقه اجرایی طولانی قضایی و دارای مسئولیت وزارت اطلاعات در پیشینه کاری خود 3- جناب آقای دکتر گودرز افتخار جهرمی یکی از برجسته ترین حقوقدانان مسلمان ایران، نماینده جمهوری اسلامی ایران در دعاوی بین المللی و هم چنین چندین دوره عضویت در شورای نگهبان به عنوان حقوقدان.
مسئولیت این پیشنهاد با خود ما است و آمادگی داریم از آن در رسانه ملی دفاع کنیم. به نظر ما در صورت اتخاذ چنین رویه ای آرامش به جامعه باز خواهد گشت. ما بر این اعتقاد هستیم چنانچه جامعه به نتیجه چنین تصمیمی اعتماد کند، به یقین جناب آقای مهندس میر حسین موسوی نیز با آن موافق خواهد بود. به امید اعتلای کلمه حق و پیشرفت روز افزون جمهوری اسلامی.
بیژن زنگنه عباس آخوندی
شنبه 30/3/1388
------------------------
منبع : http://mowjcamp.com/article/id/922
پيام هاي ديگران ()
link
یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸ -
نامهای از همسر عبدالله مؤمنی
فاطمه آدینهوند
به نام خدایی که استواری و استقامت را در مقابل مصیبت و بلا توشه بندگان خود نمود.
سلام عبدالله
اگرچه دلم از جور زمانه پر از درد است اما بازخوانی خاطرات شیرین گذشته تسلیبخش لحظات غم و اندوهم است. این روزها زیاد به گذشته میاندیشم. به خاطراتی که در گذشته با تو داشتهام. به خاطراتی که در گذشته با برادر شهیدت داشتهام. به بزرگی روح و تعالی هدفش و نیز استواریاش در دفاع از آزادی و کشور میاندیشم. اینها مرهمی است که این روزها زخم کهنهام را با آن التیام میبخشم. اکنون نمیدانم تو را به کدامین گناه ناکرده به زندان افکندهاند ولی این را نیک میدانم که راهی که برادر شهیدت پیمود، تو را بر آن داشت که در راه اعتلای ایران و رعایت حقوق شهروندی و نیل به آزادی گامبرداری و از حریمشکنان آزادی هراسی به دل راه ندهی. به یاد دارم که مادرت وصیت کرده بود که پیراهن خونین برادر شهیدت را بر بالینش بگذارند تا روحش در فراق او تسکین یابد و زخمهای کهنهاش تسلی یابد. هنوز اشکهای پدرت را در فراق پسرش از یاد نبردهام و هنوز به یاد دارم که تو به رغم سن کمی که داشتی احساس مسوولیت کردی و مسوولیت نگهداری از من و دخترک معصوم پدر از دست داده را به عهده گرفتی. به خاطر دارم که احساس مسوولیت آن روز تو، تاج افتخاری بود که بر سر خانواده گذاشته بودی. من اگرچه در خلوت خود برای آن عزیز از دست رفته اشک میریختم اما در کنار تو و با تو بودن آرامش از دست رفتهام را به من بازگرداند. راستی این روزها به این میاندیشم که برادر شهیدت برای آنکه من و فرزندانم در این کشور زندگی آرام و ارزشمندی داشته باشیم خود را به کشتن داده بود اما امروز که آرامش زندگیام را از دست رفته میبینم و تو را در زندان،وحشت وجودم را فرامیگیرد. نمیدانم چرا سارقان مسلح و قاچاقچیان موادمخدر اجازه ملاقات با خانوادههای خود را دارند اما آنهایی که برای حقوق شهروندی و آزادی انسانی به زندان افتادهاند حق دیدار با خانواده را ندارند و بدون حقوق حداقلی در زندان به سر میبرند. مگر گناه تو دفاع از حقوق شهروندی و استقلال و حاکمیت ملی نیست؟آیا این جرم است؟ آیا خونی که این روزها بر خیابانهای تهران ریخته شد، در راستای اجرای قانون اساسی بود؟
عبدالله عزیز!
امروز که برای دلگرمی فرزندانت و برای اطلاع از سرنوشتت به دادگاه انقلاب در خیابان شریعتی و معلم رفته بودم (که البته رفتار مسوولان آن هیچ تناسبی با روح بزرگ مردی چون شریعتی و نیز کسوت معلمی تو ندارد) با برخورد ناشایست و دور از اخلاق برخی ماموران آن دادگاه مواجه شدم که حتی از هل دادن زنان نامحرم و تهدید زنان بیپناه و بدرقه کردنشان با حرفهای درشت هم ابایی نداشتند. اینک من و فرزندان معصوم و نیز دانشآموزانت چشم به راه آزادی تو نشستهایم تا تابش خورشید حقیقت، دروغ را برملا کند و حق و عدل و صداقت راستین را به مردم نشان دهد. استوار باش که در پس هرسختی، آسانی است.
منبع: اعتماد ملی
پيام هاي ديگران ()
link
یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸ -
سخنان انتقادی هاشمی در نمازجمعه تهران
هاشمی راهکارهای زیر را برای حل بحران ارائه کرد:آزادی مناظرهها در صداوسیما، مذاکره برای حل اختلاف در نتایج انتخابات، آزادی زندانیان و دلجویی از آسیب دیدگان
هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری در باشکوهترین نماز جمعه تاریخ تهران و در اجتماع میلیونها تن از مردم گفت:نماز جمعه امروز بی شباهت به نماز جمعه اول انقلاب که آیت الله طالقانی وبا حضور همه سلیقه ها اقامه می کردند نیست.
نیروهای افراطی که اجازه حضور در صفوف نخست نماز را یافته اند با سردادن شعارهای تحریک کننده مانع آغاز خطبه ها شدند که با وجود آغاز خطبه ها اقدام به شعار دادن کردند که با اقدام هاشمی ساکت شدند و وی به آنها تذکر داد که جایگاه نماز جمعه را آلوده نکنند.
هاشمی در بخش اول اظهارات خود به تبیین سیره پیامبر در ایجاد حکومت بمناسبت سالروز مبعث نیوی پرداخت.
وی گفت : در قرآن کلمه ناس (مردم) حدود 500بار بکار رفته وکار پیامبر اداره حکومت با زور نبود بلکه با انس والفت بود.
هاشمی در پایان خطبه اول با اشاره به حضور پیامبر اکرم در قبرستان بقیع در روزهای پایانی عمر مبارکشان گفت:پیامبر خطاب به اموات مومنین بقیع گفتند که خوشا بحالتان که نیستید واین روزهای تفرقه را نمی بینینید.
هاشمی افزود:از دولت چین انتظار داریم که به وضع اسفبار مسلمانان رسیدگی کند وبه نفع دولت چین نیست که با یک میلیارد وششصد میلیون مسلمان مقابله کند.هاشمی رفسنجانی با اشاره به کشتار چین و روزهای تلخی که به مسلمانان این کشور میگذرد، بیان کرد: به دولت چین عرض میکنم که انتظار میرود در برابر مظالمی که برای مردم وارد میشود، صبر کند و آرامش خود را حفظ کند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ما دولت چین را دولتی عاقل میدانیم و در جهت توسعه کشور در روی کار است و برادرانه آنها را نصیحت میکنیم که آنچه که اتفاق میافتد به نفع آنها نیست و آنها میدانند که یک میلیارد و 600 میلیون مسلمان در دنیا در 60 کشور جهان زندگی میکنند و در همه دنیا اکنون مسلمانان دارای هویتی مستقل و شخصیت هستند و همه اینها دلشان مرتبط با مسلمانانی است که در چین مورد ستم قرار میگیرند. از چین میخواهیم که ملاحظه کند و منافع خودش را با دنیای اسلام و با دلهای مسلمانان در نظر بگیرد که انشاءالله از این به بعد شاهد چنین ظلمی در این کشور و چه در سایر کشورهای مسلمانان نداشته باشیم.
در این زمان تعدادی از نماز گزاران شعار مرگ برچین را دادند که هاشمی با اشاره به وضعیت خیابانهای اطراف گفت که از شعار دادن خودداری کنند که این صحبت با تشویق مردم حاضر در خیابانها مواجه شد.
رییس مجلس خبرگان رهبری درباره انتخابات گفت:ای کاش شرایطی که در آستانه انتخابات وجود داشت ادامه پیدا می کرد وما در دنیا سربلند می شدیم که متاسفانه اینگونه نشد که اگر آزادی ونشاط ادامه داشت هرکسی پیروز انتخابات می شد برای ما مایه افتخار بود.
هاشمی با اشاره به روایتی که از پیامبر به نقل از امام خمینی درباره اساس انقلاب شنیده، متن روایت رابر لازمه حمایت اکثر مردم از حکومت اسلامی دانسته وافزود:پیامبر به علی (ع) فرمود که اگر مردم از تو حمایت نکردند وظیفه ای برای حکومت نداری واین نقش بی مانند مردم در نظام اسلامی را می رساند در واقع حکومتی که رای مردم را ندارد اسلامی نیست.
وی با اشاره به تاکید امام خمینی بر واگذاری حکوت به مردم گفت امام حتی پیش از پیروزی انقلاب و در زمان صدور حکم مهندس بازرگان بر نقش مردم وقانون در اداره حکومت تاکید داشتند.
هاشمی ادامه داد:در اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم که اواخر دوران انتخابات ما بدلیل عملکرد نادرست صداوسیما و برخی دیگر، عده زیادی از مردم و نخبگان دچار تردید شدند والبته گروهی هم محکم ایستاده اند ومی گویند وضع خوب است.
امروز تلخ است هیچ یک از جریانات دلش نمی خواست اینطور شود من چند پیشنهاد به ذهنم می رسد بعنوان راه حل عرض می کنم:
مساله مهم برگرداندن اعتماد ملت است که تاحدودی مغشوش شده است،همه ما چه حکومت چه نیروهای امنیتی وچه مردم به قانون پایبند باشند.
باید فضایی بوجود بیاید که همه بتوانند حرفشان رابزنند بخصوص در صدا وسیما ،متاسفانه از فرصتی که رهبری به شورای نگهبان 5روزه دادند که عقلا را بیاورید به خوبی استفاده نشد ،برای حفظ ارزشها وانقلاب در این مقطع می تواند این حرکات انجام شود و به قناعت برسیم.
لازم نیست در این شرایط ما افرادی را در زندان داشته باشیم نگذارید بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان به ما بخندند.
با آسیب دیدگان این حوادث دلجویی شود و همدردی شود.
با سعه صدر برخورد شود رسانه های قانونی را محدود نکنیم واجازه دهیم فضای آرام انتقادی و تاییدی بوجود بیایید ونیروهای انتظامی نظامی وامنیتی اجازه دهند این فضا بوجود بیاید.
مراجع ما همیشه که همیشه پشتیبان نظام بودند چرا باید برنجند.
امیدوارم خطبه های امروز نماز جمعه شروع تحولی در جامعه باشد.
در پایان نماز جمعه شعار های چند میلیون نمازگزار حاضر در نماز جمعه تهران با عنوان هاشمی حمایتت می کنیم سرداده شد وتعدادی از نیروهای افراطی حاضر در صحنه هم شعارهای دیگری را سردادند.
با وجود اقامه نماز تعدادی از هواداران افراطی دولت اقدام به همهمه وسردادن شعار می کردند.
----------------------
پيام هاي ديگران ()
link
شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸ -
همزمان با فراگیر شدن تصمیم سبزها برای همراهی با موسوی در روز جمعه
موسوی هم جمعه با مردم همراه میشود
میرحسین موسوی با صدور بیانیهای اعلام کرد که در پاسخ به دعوت همراهان و همدلان، روز جمعه در میان صفهای مردم حضور مییابد. تاکید او بر حضور به خاطر دعوت مردم و اشاره او به حضور در صفهای مردم به جای بیان مستقیم نمازجمعه، نشانهی این است که موسوی این حضور را برخلاف گفتهی برخی محافهکاران نه یک حضور فردی در نمازجمعه، بلکه گامی در مسیر جنبش سبز میداند.
به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد. متن کامل بیانیه موسوی به این شرح است:
به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل
از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد.
تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما میرحسین موسوی
24/ 04/ 88
-----------------------------------------------------------------------------------------
تدارک گسترده برای اخلال در نمازجمعه فردا
در حالی که تنها یک روز به موعد مقرر فعالان جنبش سبز برای ابراز وجود در نمازجمعه هاشمی رفسنجانی مانده است و شنیده میشود سران اصلاحات نیز تصمیم به حضور در نمازجمعه این هفته گرفتهاند، گزارشهای رسیده از تدارک گسترده دولت و نهادهای خاص برای جلوگیری از حضور پررنگ سبزپوشان و حامیان میرحسین خبر میدهد.
طبق گزارشها، نهادهای حامی دولت از فراگیر شدن تصمیم حامیان موسوی و احتمال به راه افتادن یک موج سبز در نمازجمعه این هفته و پس از آن، به شدت نگران شدهاند و پس از آنکه پیشنهاد برخی از تندروها برای امنیتی کردن فضای نمازجمعه کنار گذاشته شده، قصد دارند به هر شکل ممکن حضور سبزها را کمرنگ کنند و یا فضای غالب را در اختیار خود بگیرند.
بر اساس یکی از گزارشهای رسیده، منصور ارضی و سعید حدادیان، دو مداح نزدیک به محفل کودتا، مسئول شدهاند تا نیروهای هیئات خود را برای حضور در نمازجمعه و شعار دادن علیه هاشمی سازماندهی کنند. این نیروها قرار است به طور منظم در ده صف ابتدایی پس از محوطه ویژه تحت کنترل حضور یابند و با شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و «الله اکبر»های بیموقع، سخنان هاشمی را تحتالشعاع قرار دهند.
«مجتبی هاشمی ثمره» مشاور ارشد احمدی نژاد هم از گروه مذکور که خود را «تخریبچی» مینامند، خواسته است در برنامهریزیها از تجربه چند نیروی جوان ستاد انتخاباتی «امتداد مهر» احمدینژاد که سازماندهی حضور هواداران و شعار دادن به نفع احمدینژاد در مراسم 14 خرداد حرم امام خمینی را برعهده داشتند، استفاده کنند.
دو گزارش دیگر حاکی است اعضای یک پایگاه مهم بسیج در غرب تهران و دانشجویان یک دانشگاه نظامی نیز ماموریت گرفتهاند تا در محوطه جلوی نمازجمعه (زمین چمن سابق دانشگاه تهران) حضور فعال داشته باشند.
گزارش دیگری نیز از لغو مرخصی بسیاری از سربازان وظیفه دو نیروی نظامی برای پر کردن محوطه زمین چمن سابق و جلوگیری از حضو سبزپوشان خبر میدهد و میافزاید: به سربازها اعلام شده در عوض از عصر روز جمعه تا روز دوشنبه (عید مبعث) به مرخصی خواهند رفت.
سایتهای وابسته به جناح دولتی هم به طور جسته و گریخته، تدارکات صورت گرفته برای به هم ریختن نمازجمعه هاشمی را لو دادهاند.
سایت «جهان نیوز» در این باره نوشته است: «همزمان با اعلام حضور آیت الله هاشمی در نماز جمعه این هفته تهران، برخی جریانات سیاسی با اهدافی خاص، سعی در تحریک نمازگزاران تهرانی در سر دادن شعارهای تند علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارند.» این سایت همچنین پیشنهاد داده: «هرچند که دخالت فرزندان هاشمی رفسنجانی و نقش آنها در اغتشاشات اخیر و نیز نامه تاسف آمیز وی خطاب به مقام معظم رهبری، قلب بسیاری از توده های مردم و متدینین جامعه را جریحه دار کرده است اما بواسطه چند دهه زحمات آیت الله هاشمی برای انقلاب و نیز حمایت های صریح رهبری در نمازجمعه از شخصیت وی ، مردم قدرشناس تهران بار دیگر روز جمعه با شعار "خامنه ای زنده باد - هاشمی پاینده باد" از رئیس مجلس خبرگان رهبری استقبال خواهند کرد تا آرزوی دشمنان تفرقه افکن کشور به یاس تبدیل شود.»
در مقابل، رجانیوز صراحتا خواستار واکنش نمازگزاران به سخنان احتمالا انتقادی هاشمی شده و نوشته است: «به دلیل مواضع هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری و نامه نگاری خارج از چارچوب وی با رهبر معظم انقلاب، موج گسترده ای از انتقادات به وی در میان مردم شکل گرفت، به نحوی که هنگام ایراد خطبه های نماز جمعه تهران توسط رهبر معظم انقلاب، هنگامی که ایشان با اشاره به اختلاف نظر رئیس جمهور و هاشمی رفسنجانی، بیان فرمودند نظرات احمدی نژاد به نظرات ایشان نزدیکتر است، جمعیت انبوه نمازگزار با تکبیر و اشتیاق، به استقبال این سخنان رفتند.»
سایت اینترنتی روزنامه ایران از این هم یک قدم جلوتر رفته و با پیشبینی «اعتراضات احتمالی» و با اشاره به سابقه «اعتراض نمازگزاران جمعه تهران به هاشمی رفسنجانی در دهه 70 و در ماجرای حمایت وی از غلامحسین کرباسچی» سعی کرده خط لازم را به مخاطبان خاص خود بدهد.
نگرانی از نمازجمعه این هفته به چهرههای سیاسی جناح حاکم هم سرایت کرده و باعث واکنش منفی آنها شده است. تهدید چند نماینده وابسته به دولت مبنی بر اینکه «چندشغلههایی که همزمان در خبرگان رهبری و مجمع تشخیص حضور دارند هم باید استعفا دهند»، جدیدترین واکنش انفعالی آنها به سخنان احتمالی هاشمی در حمایت از اعتراضات مردمی است. دبیرکل حزب موتلفه هم نتوانسته نگرانی خود را از تصمیم فعالان جنبش سبز برای حضور ناگهانی در نماز جمعه پنهان کند و گفته است:«رفتار حساب نشده برخی جریانهای سیاسی در این مسائل کلان اعتقادی جامعه میتواند اثرات منفی داشته باشد. سنگر نماز جمعه متعلق به رهبری و امت اسلام است. باید حریم، حرمت و احترام آن را از همه جهات محفوظ داشت و مستقل از جناحهای سیاسی، احزاب و گروهها،فقط به عنوان تریبون انقلاب از آن استفاده کرد.»
همچنین یک گزارش تایید نشده نیز میگوید: ستاد نمازجمعه نیروهای بازرسی بدنی خود را چند برابر کرده، یعنی از بسیج ادارات درخواست کمک کرده و بناست ورود به محوطه داخلی نمازجمعه (یا همان زمین چمن سابق دانشگاه) به شدت تحت کنترل باشد.
این ستاد همچنین صبح چهارشنبه به طور رسمی اعلام کرد که سخنران قبل از خطبههای هاشمی رفسنجانی تغییر کرده و تقوی که عضو جامعه روحانیت و رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه است، پیش از خطبهها سخنرانی خواهد کرد.
پیش از این قرار بود وزیر اقتصاد دولت احمدینژاد قبل از خطبههای نمازجمعه سخنرانی کند، و شنیده شده بود که احتمال دارد هاشمی بخشی از سخنانش را به نقد اقتصادی عملکرد دولت نهم اختصاص دهد و نسبت به ادامه این عملکرد در دولت دهم هشدار دهد.
سایت خبری «آینده» نیز گزارشی درباره اختلاف نظر شدید در جناح حاکم در زمینه حضور یا عدم حضور در نمازجمعه این هفته منتشر کرده و نوشته است: در حالی که نماز جمعه تهران روز 26 تیر ماه به امامت هاشمی رفسنجانی، رویدادی متفاوت و فراموش نشدنی را تجربه خواهد کرد، گروههای افراطی حامی دولت برای چگونگی حضور در این مراسم دچار تناقض شدهاند. بخشی از این گروهها با پیشبینی اینکه میرحسین موسوی به همراه موج سبز در این مراسم حضور خواهد یافت، شرکت کردن هواداران دکتر احمدینژاد را موجب افزوده شدن رونق این برنامه ارزیابی کرده و به هواداران خود تأکید کردهاند، با عدم شرکت در نمازجمعه این هفته آن را خلوتتر کنند.
در مقابل، طیف دیگری از حامیان افراطی دولت نیز وجود دارند که معتقدند حضور آنها در نمازجمعه و استفاده از رفتارهایی نظیر سردادن شعار علیه امام جمعه و راهاندازی تجمع علیه موسوی و مقابله با تجمع هواداران وی، موجب مهار و کنترل این حادثه میشود و از این رو به هواداران خود تأکید کردهاند که در این نمازجمعه شرکت کنند. در این حال، رسانههای جریان افراطی نیز رفتارهای متناقضی پیشه کردهاند، از یکسو سایتهایی نظیر رجانیوز و ثانیهنیوز با انتشار اخبار و تحلیلهایی سعی دارند ضمن تکرار اتهامات و انتقادها به هاشمی، به معترضان به نتایج انتخابات القا کنند هاشمی رفسنجانی در خطبههای خود در حمایت از جریانات معترض سخن نخواهد گفت و در مقابل، رسانههایی نظیر کیهان و فارس برخلاف فضاسازیهای چند ماه اخیر خود به سکوت و بایکوت این مراسم پرداختهاند، از سوی دیگر احزاب و تشکلهایی نظیر جمعیت ایثارگران از طریق اعضای خود حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه را ناسنجیده توصیف کرده و پیشبینی کردند هواداران دولت در این خطبهها نسبت به وی واکنش منفی بروز دهند.
در مقابل، برخی رسانههای هوادار دولت نیز برای مصادره نتیجه این نمازجمعه، اقدام به انتشار تحلیلهای دو سویه کرده و ضمن دعوت هواداران خود به شرکت در نمازجمعه و پیشبینی عدم انفجار جمعیتی، قصد دارند در صورت حضور پرشور مردم در نمازجمعه این هفته، آن را طبیعی و فاقد معنای سیاسی نشان داده و در صورت حضور تعداد نه چندان زیاد مردم، آن را نشاندهنده فروکش کردن موج سبز و عدم اقبال عمومی به هاشمی و موسوی ارزیابی کنند.
-------------------------------------------
منبع : موج سبز آزادی
پيام هاي ديگران ()
link
پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸ -
به قلم همسر محمدرضا جلاییپور
نامهای برای آوازخوان اوین
فاطمه شمس، همسر محمدرضا جلائی پور، در وبلاگ شخصیاش نامهای را خطاب به همسرش منتشر کرده که مناسبت آن را ماهگرد بازداشت او دانسته است.
سلام همسفر
میگویم همسفر چون در این همه سال زندگی با تو همیشه همپای سفرم بودی. مثل همان چهارشنبه کذایی که با هم بار سفر بسته بودیم تا برگردیم سر خانه و زندگی و درسمان. همان چهارشنبهای که تو را جلوی چشمانم گرفتند و بردند و حتی نشد فریاد بزنم که آآآآی مردم! همسرم را بی هیچ گناهی و حکمی بردند! محکوم به سکوت بودم و دم بر نیاوردن تا مبادا خاطر تو پریشان شود و آخرین تصویری که دم رفتن از من در ذهنت میماند، چشمی اشکبار و دلی نگران باشد.
در چند متری جایی که تو را از سفر بازداشتند ایستادم و فقط به آنچه میگذشت خیره خیره نگاه میکردم. ساعت چهار و نیم صبح یک ماه پیش تو را در مقابل چشمانم از من گرفتند و بردند. حتی نگذاشتند در آغوش بگیرمت، ببوسمت و بگویم خداحافظ. حتی نگذاشتند به من بگویی شاید تا دیروقتها نبینمت! صبور باش و بیتابی نکن! هر دو در سکوت میمردیم و نگاه خالی ما تنها پلمان بود در آن لحظه.
لحظه آخر تو آن سوی دروازه و من این سو، فقط خیره شدی به من که خشک شده بودم از بهت. آرام بود صورتت ولی غم داشت. نه برای خودت که همیشه بزرگ بودی و دلت دریا بود. نگرانیات برای منی بود که حالا بیتو قرار بود این راه دراز را سفر کند، تو را به ناچار بگذارد و بگذرد. همینطور ایستادی و نگاهم کردی از دور تا آن نانجیب بیاید و تو را با خودش ببرد و بردندت. بیخداحافظی. بی حتی نشان دادن حکمی که بگوید جرم تو چیست.
سخت بود! اما به تو قول داده بودم بروم. قول داده بودم اگر مرا هم نبردند، نمانم تا خیالت از بابت من جمع باشد. میدانستی که اگر مرا هم ببرند، تو زیر فشار دوام نخواهی آورد. آن روز سیاه حتی نگذاشتند ببینی که بیخطر گذشتم و پرواز کردم. حتما دلت تا ۱۰ روز بعد که تماسی ۲ دقیقهای داشتی هزار راه رفته بود که وقتی زنگ زدی اولین دغدغهات اطمینان از خروج من بود. حتما بارها به دروغ در دلت آشوب به راه انداخته بودند که مرا هم بردهاند. عزیز من! چهها بر تو رفت در آن بیخبری؟ چه بر من هر روز و شب رفت و همچنان میرود؟ که میداند؟ که میفهمد؟
امروز یک ماه و چهار روز از لحظهای که آن نامحرمان به خانهمان ریختند و در مقابل چشمان مادر، پدرت را با بیشرمی تمام از مقابل درب خانه شخصیاش با زور و تهدید در ماشین زندانی کردند و بعد در مقابل چشمان بهتزده خواهر ۵ سالهات به خانه و اتاق خوابمان هجوم آوردند تا تو را ببرند گذشته است. آن روز همسایهها آشفته و سراسیمه با صدای فریادهای پدر و مادرهاج و واج مانده بودند که این وحوش از کجا به خانه سرازیر شدند و با کدام مجوز؟ چه ساده بودیم ما که فکر نکردیم بازگشتن به خانه و تحصیل هم جرم است. چقدر ابله بودیم که نفهمیدیم حمایت از کاندیدای مورد تایید نظام هم جرم است و بعد از آن کودتای شوم ما باید مثل یک قاچاقچی فراری متواری میشدیم. حسابمان پاک بود و از محاسبه باکمان نبود که بار سفر بستیم و راهی شدیم. از چیزی واهمه نداشتیم که بخواهیم به خاطرش فرار کنیم و پنهان شویم. اگر این خاماندیشان لحظهای با خود میاندیشیدند قطعا میفهمیدند کسی که مرتکب خطایی شده باشد، اینقدر بیباک و معقول به فرودگاه نمیآید و عامدانه دم به تله نمیدهد. این بیچارگان قدرت از همین میزان قدرت تحلیل هم عاجز بودند.
در این سی روز، از هر آنچه توانستم برای آزادیات فروگذار نکردم. هر دعایی که فکرش را بکنی خواندهام. نه من که تکتک اعضای خانوادههایمان، دوستانمان، خویشان و اقواممان برای آزادیت دست به دعا برداشتهاند. آنقدر بیحساب خوب بودی و خوبی میکردی که حالا که گرفتار بندی از این همه همدلی و همدردی دوستانی ناشناخته و نادیده در عجبم. تازه میفهمم هرچه آشکارا خوبی میکردی تنها نیمی از آن چیزی بود که من میدانستم. بعد از دستگیریات تازه وسعت بزرگواریهایت بر من روشن شد.
عزیز من!
در این سی روز به هر کس که دستم میرسید نامه نوشتهام. دو نامه، یکی سرگشاده و دیگری محرمانه به رئیس قوه قضاییه و رئیس حقوق شهروندی قوه قضائیه نوشتم. در آنها بیگناهی و بازداشت غیرقانونیات را شرح دادم. جوابی نشنیدم. نامهای سرگشاده خطاب به مرتضوی نوشتم و تو را آنچنان که میشناختم به او معرفی کردم تا نه فقط او و همفکران دچار توهم توطئهاش، که اذهان عمومی نیز با تو آشناتر شود. در آن نامه نوشتم که از بازداشت امثال تو که نخبههای علمی، فکری و سیاسی آن کشورید، بوی خطر میشنوم. از عواقب اینکه کسی با سن و سال ما برای ابراز عقیدهاش به چنین وضعی دچار شود به او نوشتم. اما باز هم در وضع تو تغییری حاصل نشد. به حدادعادل هم نوشتم و از او که بانی فرهنگستان آن مملکت است خواستم که راه و معنای عدالت علوی را نشانم دهد که چیست و از کجا میگذرد.از مدرسه فرهنگ یا سلول انفرادی اوین؟ او هم البته جوابی نداد. شاید چون جوابی نداشت که بدهد! شکواییهای هم تقدیم فراکسیون خط امام مجلس کردم و خواستار پیگیری کارت شدم. وقتی دستم از همه مراجع قانونی ذیربط کوتاه شد و فریادم به هیچ کجا نرسید، با سه عموی شهیدت درد دلم را گفتم. گفتم که امروز جوانان وطن به جرم حفظ آبروی وطن، همان هدفی که آنان با فدا کردن جانشان در پیاش بودند به اسارت برده شدهاند. گفتم که پدرت تو را همنام شهدا خواند تا خاطره آن فداکاریها و پاکبازیها از یادمان نرود.
شهدا اولین و آخرین مرجعی بودند که به محضرشان شکایت بردم. در دیدارهایی که خانوادههای بازداشتشدگان با مراجع داشتند، نام تو هم همه جا بود. آن روزی هم که همه برای دیدار با خاتمی عزیز رفتند و من بازغربتنشین بودم، برایش نوشتم و از او خواستم که گوشه سجاده باصفایش که از شر هر غاصبی در امان است برای بازگشتنت دعا کند. شنیدم که از عمق وجود، نگران وضعیت همه عزیزان دربند است و برای آزادیات از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است.
اما فقط این نامهها نبود، نازنین! صدها بار خانواده من و تو تلاش کردند که از ابتداییترین حق خودشان که گرفتن وکیل برای پیگیری امور بود، استفاده کنند. اما هربار کار با مشکل مواجه شد و هیچ مرجعی مسوول پاسخگویی به وکلا نبود. حق ملاقات وکیل با تو هم از ما سلب شد. تماسهای مکرر خانواده با دفتر دادستانی هم عملا هیچ تاثیری نداشت و هر بار وعدههای سرخرمن دادند. همچنان هم بیخبری و دربدری و نگرانی از حال تو سهم من است.
روزهایی که در حبس و بیخبری بودهای به وسعت یک تاریخ حادثهخیز بود. از همه تلختر اما حال و روز مادر سهراب بود. نبودی و ندیدی که مادر سهراب جوان چگونه بر بالینش ضجه میزد. با ذره ذره وجودم بیست و شش روز بیخبری، سردرگمی و دربدری آن مادر داغدار را لمس میکنم و با دانه دانه اشک آن مادر دیده به خون میشویم. این خاک بار دیگر به خون جوانانش آبیاری شد و نهال سبز آزادی را در دلش همچنان میپرورد.
دو روز پیش سجده شکر به جای آوردم وقتی همسر عماد بهاور عزیز خبر آورد که صدای آوازت شبها در سلول های انفرادی اوین میپیچد، گرچه او هم روی ماهت را ندیده بود. اما همین قدر دانستن اینکه آوازخوان اوین صدایش به راه است هم دلم را آرام کرد. به قول دوستی صدای آواز خبر از صحت نفس و جان میدهد. میدانم که دلت قرص است. میدانم که استوار ایستادهای و این همه بیخبری و دربدری ما هم به خاطر مقاومت توست. میدانم اگر شکسته بودی و تن به مصلحت داده بودی تا به حال بارها صدایت را شنیده بودم و چه بسا دیده بودمت. شبها که غصه جاندارتر و ریشهدارتر به جان و تنم میزند، به حال نزار بازجوی تو و حجاریان اشک میریزم. زل زدن در نگاه مظلوم حجاریان و چشمهای زنده و سبز تو و وادار کردنتان به گفتن و نوشتن آنچه به آن باور ندارید عجیب قساوت قلبی میطلبد. به فرومایگی انهایی که ساعتهای طولانی تو را از خواب محروم میکنند تا به طرح کثیف اعترافگیریشان تن دهی اشک میریزم و از خداوند هدایت آنان و استقامت شما را میخواهم. جرم تو و امثال تو فراتر بودن ظرفیتتان از ظرف محدود این پستمایگیهاست. حال و روز تو و آن خوبان دربند مصداق شعر شفیعی کدکنی بزرگدل است که روزی گفته بود:
گه ملحد و گه دهری و کافر باشد
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد
باید بکشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فرا تر باشد
مهربانم!
همیشه وقتی خواب امانت را میبرید، نشسته یا ایستاده چون کودکی معصوم به خواب میرفتی. میدانم وقتی برای بازجویی تحت فشارت بگذارند باز هم در همان حالت نشسته و آرام به خواب میروی. نفرین بر صاحب آن دست ناپاک و مزدوری که بی امان بر تنت فرود میآید تا بیدارت کند! این را هم میدانم که وقتی با وحشت بیدار شوی، چند دقیقهای گنگ به اطرافت خیره خواهی ماند. اما یک صحنه را بهتر از هر صحنه دیگری میتوانم تجسم کنم، آن هم اینکه در برابر این ظلم تو هیچ نخواهی گفت، چشمان معصومت را آرام با دست خواهی مالید و باز هم حقیقت را روی برگههای بازجوییات خواهی نوشت و حسرت اعتراف های ننگین را بر دلشان خواهی گذاشت. میدانم که وقتی دست آن وجود ناپاک رهایت کند و به سلولت بازگردی باز هم آوازی شاد سرخواهی داد تا مبادا دل آنهایی که این روزها سهمشان فقط شنیدن صدای توست لحظهای بلرزد.
محمدرضاجان!
هنوز هفتسینی که از نوروز بر میز دونفرهمان چیده بودم به راه است. با خود عهد کردهام تا تو برگردی سیب سرخ و سنجد و آینه و قرآن و حافظ هفتسین هشتاد و هشت را حفظ کنم تا تو بیایی و باز تفالی بزنی.
محکم ایستادهام تا بیایی. زود برگرد!
همسفرت: فاطمه
-----------------
منبع : موج سبز آزادی
پيام هاي ديگران ()
link
پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸ -
حضور موسوی وخاتمی در نمازجمعه تهران
|
پس از تایید خبر خوانده شدن خطبه ها توسط هاشمی رفسنجانی، اعلام شد
|
|
|
حضور موسوی وخاتمی در نمازجمعه تهران
|
| |
گروه سیاسی؛ روز یکشنبه پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی اعلام کرد پس از قریب دو ماه غیبت قدیمی ترین امام جمعه تهران در این مراسم، وی جمعه هفته جاری در دانشگاه تهران حاضر خواهد شد تا نماز جمعه تهران را اقامه کند. ساعتی پس از این خبر بود که صفحه فیس بوک میرحسین موسوی از حضور بزرگان اصلاحات در این مراسم خبر داد تا اخبار غیررسمی که از چند روز پیش در این خصوص دهان به دهان می گشت، تاییدیه ضمنی دریافت کند؛ خبری که در صورت صحت نه تنها پایان بخشیدن به هشت هفته غیبت هاشمی رفسنجانی از این تریبون خواهد بود بلکه نخستین حضور میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در یک مراسم عمومی و رسمی پس از برگزاری انتخابات پرحاشیه ریاست جمهوری دهم محسوب می شود چرا که سیدمحمد خاتمی پس از تصاویری که در روز رای گیری از وی منتشر شد، دیگر در مراسمی حاضر نشد و آخرین حضور میرحسین موسوی بین مردم نیز به چند هفته پیش در جمع معترضان به نتیجه انتخابات در بهارستان بازمی گردد. البته خاتمی و موسوی در این مدت با بیانیه های خود حضور در صحنه سیاست را ادامه دادند تا به این ترتیب لقب بزرگ ترین «سکوت پیشه» پس از انتخابات اخیر به هاشمی رفسنجانی تعلق بگیرد. اگر چه هاشمی در این مدت با خانواده های شهدای هفتم تیر و خانواده زندانیان حوادث اخیر و روز گذشته نیز با جمعی از طلاب دیدار کرد و منابع رسمی سخنان کوتاهی نیز از این ملاقات منتشر کردند اما این رویکرد از سوی شخصیتی که روزگاری مرد شماره دو سیاست ایران خوانده می شد وهم اکنون نیز ریاست دو نهاد نظارتی مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری را بر عهده دارد، از طرف محافل سیاسی و رسانه یی به «سکوت» تعبیر شد. وی در این مدت از انتشار هر بیانیه و نامه تایید انتخابات خودداری کرد تا تنها اظهارنظرش درباره انتخابات همان جمله کوتاه باشد؛ «هیچ وجدان بیداری از وضعیت موجود کشور راضی نیست.»
سکوت هاشمی رفسنجانی اما مورد توجه ویژه سه طیف قرار گرفت؛ حامیان، منتقدان و رسانه های خارجی. از شب مناظره 13 خرداد ماه بین محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی که طی آن رئیس دولت نهم انتقادهای چهار ساله را به اتهامات تبدیل کرد و پس از چهار سال به ایما و اشاره سخن گفتن، صریح از وی و خانواده اش نام برد و اتهام های سنگینی را متوجه آنان کرد، دوربین های رسانه های خارجی روی هاشمی رفسنجانی زوم کردند تا واکنش مرد کهنه کار سیاست را به این سخنان ببینند. این دوربین ها هنوز روی هاشمی متمرکزند چنان که غیبت و حضور وی در نماز جمعه ها به سوژه داغ روزنامه ها و تلویزیون ها تبدیل شده است. اما توجه منتقدان وی که عمدتاً بین دولتمردان و هواداران رادیکالش بود، پس از انتخابات به وی معطوف شد؛ اگر چه حمله به وی از برنامه های حامیان تندرو دولت نهم محسوب می شود و این طیف ترجیح می دادند جایگاه وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری، کارنامه مدیریت هشت ساله اجرایی که به دوران سازندگی معروف است، ریاست مجلس و نزدیکی به بنیانگذار انقلاب و حضور در عرصه تصمیم گیری های سرنوشت ساز 30 سال اخیر را نبینند اما «سکوت» سیاستمدار جناح راست برای گروهی که «حذف» وی را می خواستند چندان هم دلخواه نبود؛ چرا که طیفی که سکوت منتقدان را اغلب به «انفعال» تعبیر می کردند نتوانستند بر جنبه اعتراضی این رویکرد چشم ببندند و از همین رو تلاش کردند غیبت او در نماز جمعه را طبیعی و مطابق با برنامه نهادهای مسوول برگزاری تعبیر کنند. اما تعداد نگاه هایی که از سوی حامیان کاندیداهای اصلاح طلب به وی معطوف است بیش از دو دسته پیش است. برخی از این هواداران منتظر بودند پس از اعلام نتایج انتخابات و حرکت های مردمی پس از انتخابات، واکنش وی را ببینند. گروهی منتظر سخنان وی بودند و البته گروهی سکوت وی را بهترین پاسخ ارزیابی می کردند. در چنین شرایطی بود که صفحه فیس بوک میرحسین موسوی از مردم خواست فارغ از گفته ها و نگفته های پیش بینی شده، جمعه در مکان برگزاری نماز جمعه تهران گردهم بیایند.البته هنوز اظهار نظر رسمی از سوی دفاتر سیدمحمدخاتمی و میرحسین موسوی صورت نگرفته است.
|
---------------
منبع : اعتماد
پيام هاي ديگران ()
link
چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸ -
گفت و گو با حسن یوسفی اشکوری پیرامون رابطه روحانیت و حکومت در ایران پس از انتخاب
یوسفیاشکوری: نمیتوان از رفسنجانی انتظار زیادی داشت
حسین علوی
alavi@radiozamaneh.com
در جریان اعتراضات گسترده اخیر به نتایج اعلامشده انتخابات ریاست جمهوری و حمایت صریح و قاطعانه آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی از این نتایج، شکاف در بالاترین سطوح قدرت و از جمله در نهادهای روحانیت نیز گسترش یافته است. اکنون بار دیگر و به طور جدیتر مسأله درآمیزی دین و دولت و عواقب سیاسی و اجتماعی آن زیر ذرهبین قرار گرفته و روحانیت ایران از مراجع مذهبی منتقد حکومت گرفته تا نهاد های مذهبی سهیم در قدرت، ناگزیر از پاسخ تازه ای به این مسأله شدهاند.
در گفت و گویی با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر مسائل دینی، ابتدا این مسأله را مطرح می کنم که با توجه به اینکه نگاه به رابطهی دین و قدرت سیاسی یا دین و دولت، سالهاست که از بحثهای مهم در جامعهی سیاسی ایران بوده است، تأثیرگذاری این بحث را در رویدادهای مربوط به انتخابات اخیر ریاست جمهوری و اعتراضات گستردهی مسالمتآمیزی که صورت میگیرد، چگونه ارزیابی میکند؟
بحث رابطهی نهاد دین و نهاد حکومت، بحثی دیرینه است و از گذشته در این باره صحبتهای فراوانی شده است. از آن جایی که اسلام در قیاس با ادیان دیگر، دینی تقریباً سیاسی و اجتماعی است، از صدر اسلام این بحث مطرح بوده است. به خصوص اینکه پیامبر این دین، حضرت محمد، خود ۱۰ سال در رأس یک حکومت در مدینه قرار داشته است.
ولی در عین حال تا دوران اخیر، بحث رابطهی دین و دولت، بحثی بیشتر نظری بود و در عمل چندان مورد توجه نبود. چرا که بعد از پیامبر، جدایی دین از نهاد حکومت تا حدود زیادی به رسمیت شناخته شده بود و کم و بیش هم اجرا میشد. هر چند که نام رهبران جهان اسلام «خلیفه» یعنی جانشین پیامبر بود. در ایران هم از زمان صفویه، نهاد سلطنت پدید آمد که بیشتر تداوم نهاد سلطنت ایرانشهری گذشته بود.
بعد از مشروطه، بحث رابطهی دین و دولت، کمی جدیترشد. ولی با نظریهپردازی کسانی چون نایینی و آخوند خراسانی، باز نهاد دین (روحانیت) و نهاد حکومت از هم تفکیک شدند.
در جریان انقلاب اسلامی ایران، آمیختگی دین و حکومت خیلی جدی شد و در نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن با مدل «ولایت مطلقهی فقیه» تقریباً دین و حکومت چنان با هم آمیخته شد که دیگر به سادگی نمیتوان آنها را از هم تفکیک کرد.
با وجود این، بخش زیادی از علمای سنتی ما، همچنان به همان نظریهی دیرین شیعی وفادار ماندند و حکومت دینی را در زمان غیبت ناممکن شمردند. عدهای از روحانیون هم به مدل ولایت فقیه روی آوردند و از مؤسسان یا حامیان نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه شدند.
در مقابل، در ۱۵ سال اخیر، بخشی از روشنفکران دینی باز به تفکیک نهاد دین از حکومت روی آوردند. الان هم در ایران، تقریباً، هیچ نواندیش مسلمان یا روشنفکر مسلمانی را نمیشناسم که به حکومت مذهبی، به معنای متعارف آن، چه از نوع ولایت فقیه و چه از نوع غیر ولایت فقیه آن معتقد باشد. امروز کم و بیش، همه به جدایی نهاد دین از حکومت باور دارند.
این بحث در طول این ۳۰ سال هم مطرح بوده. اما همانگونه که آقای میرحسین موسوی هم در اطلاعیهی اخیرش مطرح کرد، این انتخابات مشکلات، بنبستها و موانع نظام جمهوری اسلامی را به خوبی نشان داد. فکر میکنم یکی از پیآمدهای تحولات اخیر، انتخابات و موضعگیریهای نسبت به آن، پیش کشیده شدن همین مسألهی نوع رابطهی دین و حکومت است.
به عبارت دیگر، این مسایل سبب شد که بحران ایدئولوژیک و بحران ساختاری در نظام جمهوری اسلامی علنی شود. به خاطر اینکه از یک سو مردم با معیارهای جمهوریت در انتخابات شرکت کردند؛ هرچند آن هم بسیار محدود شده بود و مردم مجبور بودند به یکی از چهار کاندیدای تأیید صلاحیتشده رأی بدهند؛ اما در عمل مردم به فردی رأی دادند که تصور عمومی این است و شواهد هم نشان میدهد که بیشترین رأی را آورده و انتخاب شده است. اما ولی فقیه و نظام حاکم پشت سر کاندیدایی که در واقع رأی نیاورده، ایستادند و رأی او را چند برابر اعلام کردند. بعد هم رهبر نظام در برابر اکثریت مردم ایستاد.
این بحران، الان خود را علنی کرده است و فکر میکنم این بحث در تحولات آینده، هم از بعد نظری و هم از بعد عملی و سیاسی، بیش از پیش خود را آشکار خواهد کرد.
برای روحانیون، بحث انتخاب بین مصالح نظام دینی و مصالح جامعه مطرح است. میدانیم که بخشی از روحانیون منتقد، هر چند بیشتر به صورت انفرادی، در جریان رویدادهای اخیر وارد عرصه شدند و از حق مردم برای نظردهی، اعتراض و بازبینی صندوقهای رأی دفاع کردند. ولی تشکلهای روحانی، از جمله «روحانیت مبارز» و «روحانیون مبارز» محافظهکارانهتر وارد مسأله شدند. این مسأله که در چشمانداز نزدیک، روحانیت ایران بین مصالح جامعه و مصالح نظام و حتی مصالح دین بتوانند تفکیک بیشتری قائل شود و روی بیاورد به اینکه مصالح نهاد دین را در جدایی دین از دولت بداند، چه قدر محتمل است؟
به طور کلی نهاد روحانیت شیعه، حتی تا حدودی در اهل سنت، نهادی محافظهکار است. در گذشته هم چنین بوده است و روحانیون، به خصوص آنهایی که از علما و روحانیون سنتی به شمار میآیند، کمتر در تحولات سیاسی وارد میشوند و اظهار نظر صریح میکنند. البته، دوران خاص انقلاب تا حدودی استثنا است. ولی به هر حال روحانیت ما چه از جناح سنتی و چه از جناح نوگراتر و مدرنتر هم باشد، محافظهکارند و نظر نهایی خود را به سادگی ابراز نمیکنند.
بعد از پیروزی انقلاب، همانطور که اشاره شد، بخش عمدهای از روحانیون سنتی، همچنان به عقیده سنتیشان وفادار ماندند و در حکومت دخالتی نکردند. بعضیهایشان مطلقاً اظهار نظری نکردند. بعضیها هم با احتیاط در ارتباط با جمهوری اسلامی، نظراتی دادند؛ یا تأیید کردند و یا گاهی انتقاد کردند.
درسالهای اخیر، به خصوص بعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدینژاد، رابطهی روحانیت و حکومت تا حدودی رابطهی منسجم و هماهنگی مثل گذشته نبود. به عبارت دیگر، در این دوره، دولت از روحانیت فاصله گرفت و همینطور هم از سوی روحانیت، این فاصله ایجاد شد.
ولی در جریانات اخیر، بخشی از روحانیون از مردم یا از خواستهها و مطالبات مردم و دو کاندیدایی که معترض بودند حمایت کردند. اما بخش محافظهکارترش، چندان صریح موضع نگرفت.
اما آنچه که شواهد نشان میدهد و میتوان آن را با دلایل و قراین مختلفی نشان داد، این است که روحانیت فعلی، حتی آن سنتیها هم از دولت نهم، به خصوص از شخص رییس دولت چندان راضی نبودند و در این انتخابات هم کم و بیش منتقد هستند؛ هر چند خیلی صریح اظهار نظر نکردند.
اساساً در روحانیت، تشکلهای واحد سراسری نداریم؛ بلکه در درون آن، طیفها و جریانات مختلف وجود دارد و عمدتاً به خصوص در سطح مراجع، بیشتر افراد هستند که سخن میگویند و افکار و اندیشههای شخصیشان را بیان میکنند.
ولی به نظر میرسد و پیشبینی من این است که با توجه به سیر تحولات در آینده، دولت دهم با بحرانهای جدی بیشتری مواجه خواهد شد. این دولت از ناحیهی اکثریت مردم که به رییس دولت دهم رأی ندادند و به دو کاندیدای دیگر رأی دادند، همینطور خود دو کاندیدا و تشکلهای روحانی و غیر روحانی حامی آنان، مانند «مجمع روحانیون مبارز تهران»، «مجمع محققین حوزهی علمیهی قم» و همچنین شخصیتهای بسیار برجستهای مثل آیتالله طاهری اصفهانی، آیتالله منتظری، آیتالله صانعی، آقای عبدالله نوری و … فاقد وجاهت قانونی و وجاهت شرعی است و دچار بحران خواهد بود.
الان بحران، بحران مشروعیت است؛ برای این دولت و همینطور کل نظام جمهوری اسلامی.
تصور من این است که در تحولات آینده که این دولت با بحرانهای بیشتری مواجه خواهد بود، مواضع روحانیون نسبت به دولت و کل حاکمیت منتقدتر خواهد بود و بحث دین و دولت و نوع رابطهی این دو جدیتر میشود. به نظر میرسد که سیر تحولات در جمهوری اسلامی، از همان آغاز تا الان و از الان به بعد، به سوی تقویت نظریهی جدایی دین از حکومت خواهد بود.
میخواهم به نقش کلیدی تعدادی از روحانیون، به ویژه در شرایط سیاسی کنونی ایران اشاره کنم؛ روحانیونی که در مرکز قدرت هستند و در درجهی اول، نقش آقای هاشمی رفسنجانی. بعد از این رویدادها احتمال داده میشد که آقای رفسنجانی با توجه به اینکه ریاست مجلس خبرگان و همچنین ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارد، از نفوذش استفاده کند و روحانیت به ویژه روحانیونی را که نقش مهمی در قدرت دارند، به سوی یک سری تغییرات در ساختار قدرت بکشاند. از جمله مطرح میشد که ایشان برای تشکیل مجلس خبرگان رهبری تلاش کرده ولی موفق نشده است؛ یا اینکه چند جمعهی متوالی ایشان در نماز جمعه شرکت نکرده است و جامعه به این حرکت، به عنوان نوعی اعتراض نگاه میکند. اساساً این انتظار از آقای رفسنجانی که پیشگام تغییری در ساختار قدرت باشد، چه قدر واقعبینانه است؟ فکر میکنید که بر مواضع او تردید غالب است یا اینکه در حال انجام اقداماتی است که هنوز برآمد نکرده است؟
آن چه که مسلم است، آقای هاشمی رفسنجانی از معترضان بسیار جدی به آقای احمدینژاد و دولت او است که از چهار سال پیش آغاز و به تدریج، به ویژه در دوران تبلیغات انتخاباتی، با افشاگریها و بیپرواییهای آقای احمدینژاد، آن هم در رسانهی ملی، علنی شده است.
آقای رفسنجانی به شدت معترض و مخالف است و حال که این پردهها هم برداشته شده و حریمها شکسته شده است، در مخالفت خود با دولت فعلی هیچ تردیدی ندارد. به اضافهی اینکه انتخابات رسوایی برگزار شد و چنین تأییدیههای محکمی از این انتخابات فاقد وجاهت قانونی و کودتاگونه صورت گرفت.
طبیعی است که آقای هاشمی به شدت ناراضی و ناخرسند است؛ هم به اعتبار دفاع از شخصیت فردی خود و هم به اعتبار دفاع از طیف همفکران و تا حدودی همپیمانانش. چون در این انتخابات، آقای هاشمی در طیف اصلاحطلبان قرار گرفت و به طور تقریباً روشنی از آقای موسوی حمایت میکرد. بنابراین مردم انتظار دارند که ایشان هم به عنوان دفاع از خود و هم دفاع از نظام جمهوری اسلامی و همپیمانانش که مهم است، اقدامی بکند.
اما به نظر من، ایشان نمیتواند کار زیاد جدی و مؤثری انجام بدهد. چرا که در موقعیت بسیار دشواری قرار گرفته است. اگر بخواهد مانند آقای طاهری اصفهانی و آقایان مراجع معترض قم، موضع رسمی بگیرد، با دو سمت بسیار مهمی که در ساختار نظام جمهوری اسلامی دارد، با موقعیت ویژهای که نزد رهبری دارد، دچار مشکل خواهد شد.
اگر موضع صریح و روشن منتقدانهای بگیرد، باید از سمتهای خود استعفا بدهد یا اساساً کنارش خواهند گذاشت. سرنوشت آیندهاش نیز بسیار تاریک خواهد بود و مشکلات خیلی جدی برای خودش و برای کل نظام به وجود خواهد آمد.
اگر بخواهد به آن طرف بپیوندد و انتخابات را تأیید کند و مانند گذشته، حداقل صورت ظاهر را حفظ کند، با مواضع ایشان و با انتظاری که از او هست، سازگار نیست. این وضعیت دوگانهی سکوت اعتراضی یا در خط بینابین حرکت کردن هم، نمیتواند چندان ادامه پیدا کند.
۱۵-۱۰ روز دیگر، زمان تنفیذ حکم ریاست جمهوری است و آقای هاشمی باید روشن کند که در چنین جلسهای شرکت میکند یا خیر. کسانی مثل آقای موسوی یا کروبی و ... اعلام کردهاند که شرکت نخواهند کرد. ولی آقای هاشمی اگر شرکت نکند، به معنای مخالفت جدی و مقابله با رهبری و نظام تلقی خواهد شد و اگر شرکت کند، بازهم پیامدهای خاص خود را خواهد داشت.
اینکه گفته شده آقای رفسنجانی میخواسته با مجلس خبرگان صحبت کند، آنان را قانع کند و بحث عزل رهبری و شورایی شدن رهبری مطرح بود، اینها هم در شرایط فعلی، به نظر من یک مقدار آرمانگرایانه است. ساختار نظام جمهوری اسلامی به گونهای است که به هیچ وجه، اجازهی عزل رهبری را با عنوان عدم صلاحیت نمیدهد. شورایی شدن هم باز دچار مشکلاتی است. به هر حال جمعبندی من این است که آقای هاشمی رفسنجانی کارآیی چندانی ندارد و نمیتواند نقش مؤثری داشته باشد.
ولی با همهی این حرفها، چنین میشود تصور کرد که آقای هاشمی سرانجام به نوعی سازش میرسد و برای حفظ ظاهر هم که شده، سکوت خواهد کرد. اما این به معنای آن نیست که این بحثها در آینده، جدی نشود یا آقای هاشمی رفسنجانی نتواند نقشهای جدیتری در آینده بازی کند.
فعلاً شرایط بسیار حاد و بحرانی است. فکر میکنم آقای هاشمی مثل همیشه سعی میکند از این بحران هم عبور کند و با سکوت و آرامش این مرحله را پشت سر بگذارد تا در فرصت مناسبی در آینده، بتواند مخالفتهای خود را با دولت احمدینژاد به شکل دیگری ابراز کند و یا اگر در ارتباط با رهبری، بنا است تصمیمگیری شود، با زمینهسازیها و مقدماتی که لازم دارد، بتواند در شرایط دیگری، کاری انجام بدهد.
در چشمانداز کوتاهمدت، نه میتوان از آقای هاشمی رفسنجانی انتظار زیادی داشت و نه ایشان حاضر است دست به ریسک بزرگی بزند که به مرگ و زندگی او مربوط است. فکر میکنم شرایط فعلی آن قدر حاد است که اگر ایشان بخواهد با رهبری و نظام مقابله کند، به مرگ سیاسی و احتمالاً فیزیکی او منجر خواهد شد.
مسألهی دیگر، نقش خود آقای خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و رابطهی او با منابع قدرت در ساختار جمهوری اسلامی است. برخی تحلیلگران معتقدند که تأثیرپذیری ایشان بهویژه از فرماندهان سپاه که دارای نفوذ زیادی در سطوح بالای قدرت هستند، زیاد است. برخی هم اعتقاد دارند که این روند برعکس است؛ یعنی هنوز نفوذ شخص آقای خامنهای، به عنوان ولی فقیه و قشری از روحانیون بر فرماندهان نظامی و پاسداران بسیار زیادتر از آن است که تأثیرپذیری تعیینکنندهای از این محافل داشته باشند. ارزیابی شما در این زمینه چیست؟
واقعیت این است که اطلاعات خیلی دقیق و معینی از این نوع روابط یا مسائل پشت پردهی آن ندارم. ولی به نظر میرسد که با گذشت زمان، به خصوص در دولت آقای احمدینژاد، به دلیل کمکهایی که آقای احمدینژاد از نظر اقتصادی و سیاسی کرده است، نیروهای نظامی قدرت بیشتری پیدا کردند.
بسیاری از سرداران سپاه یونیفورم نظامیشان را کنار گذاشتهاند؛ آمدهاند وزیر، وکیل، استاندار و یا فرماندار شدهاند. همچنین کمکهای اقتصادی فراوانی به نهاد سپاه، نیروهای بسیج، مساجد و نیروهایی که به نوعی با نهادهای قدرت جمهوری اسلامی در پشت و یا پیش صحنه ارتباط دارند، شده است.
این نیروها قدرت زیادی پیدا کردهاند و قطعاً این قدرت در رهبری هم بیش از گذشته نفوذ دارد و احتمالاً این نقش در انتخابات اخیر هم بسیار مؤثر بوده است. چرا که بسیاری از فرماندهان عالی سپاه (نمیخواهم بگویم همهی آنها) همینطور نمایندهی ولی فقیه در سپاه، از حدود یک سال پیش، بارها و بارها در سخنان رسمیشان و به طور علنی، از احمدینژاد حمایت میکردند و نسبت به تغییر او، رأی نیاوردن و انتخاب نشدنش هشدار میدادند.
همهی اینها نشان میدهد که آنها عزمشان جزم بود که آقای احمدینژاد را ابقا کنند. چرا که مطابق با مصالح آنها بود. قطعاً آنها در تصمیم فرماندهی کل قوا هم تأثیر دارند و خود آقای خامنهای هم به عنوان ولی فقیه، فرماندهی کل قوا، از نظر قانونی و شکلی روی آنها تأثیر دارد.
این تأثیر و تأثر متقابل و روابط متقابل، قطعاً برقرار است. اما اینکه کدام یک از اینها گروگان دیگری است و کدام یک از اینها، به خصوص در تحولات اخیر، نقش فائقه داشته، دقیقاً برای من روشن نیست و نمیتوانم در این زمینه، اظهار نظر دقیق و روشنی داشته باشم.
--------------------------------
منبع : رادیو زمانه
پيام هاي ديگران ()
link
سهشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸ -
نگاه دوگانه به حقوق بشر چاپ شده است
سرمقاله اعتماد ملی دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸
www.emadbaghi.com
گزاره « استفاده ابزاری از حقوق بشر» در دوسه دهه اخیر چندان تکرار شده که در ادبیات سیاسی ما دمده شده و آشنای عام و خاص است اما گاه حکایت های دندانگیری در این زمینه پدیدار می شود که از چشم اهل نظر پنهان نمی ماند. درباب استفاده ابزاری غربی ها از حقوق بشر در این سالیان، سخن های روا و ناروا از تریبون های رسمی آنقدر خوانده و شنیده ایم که نیازی به واگویی آنها و همصدا شدن با آنها نمی بینم اما درست در روزهایی که در آن بسر می بریم و مسئولان رسمی و انتظامی از بازداشت دست کم دوهزار و پانصد تن (البته در تهران) خبر می دهند و کشته شدن بیست تن را مسئولان نیروی انتظامی پذیرفته اند، فعلا به آمارهای واقعی و مستند وبسیار افزون تر از آنچه گفته شده کاری نداریم اما دستگاههای عظیم رسانه ای دولتی( که قرار بود به حکم ارتزاق از بیت المال، رسانه ملی باشند) گویی هیچ حادثه ای رخ نداده و نه تنها از نقض حقو ق بشر که حتی از نقض گسترده قوانین داخلی و حقوق شهروندی هم سخن نمی گویند و گویی اکنون در بالاترین تراز استاندارهای بین المللی رعایت حقوق بشر و شهروندی قرار داریم اما وقتی خبر کشته شدن یک زن مسلمان مصری توسط یک متهم در دادگاهی در آلمان منتشر می شود به خبر اصلی این رسانه ها تبدیل شده و همه جهان مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق بشر را به محاکمه می کشند که چرا سکوت پیشه کرده و با این کارخود ثابت می کنند که از حقوق بشر استفاده سیاسی و ابزاری می شود!
بدیهی است که نگارنده به عنوان یک فعال حقوق بشر این جنایت را در آلمان و در هر جغرافیای دیگری رخ می داد محکوم می کند اما با توجه به اینکه موضوع این زن یک موضوع نسبتا شخصی بود ولی موضوع بازداشت شدگان روزهای اخیر و رفتارهای که خبرش به ما می رسد جنبه سیاسی داشته و طرف آن یک دولت است باید به ما حق بدهند به طریق اولی به این رفتارها قاطعانه ترمعترض باشیم و بلکه خودشان نیز با همین قیاس باید معترض باشند. بجز آنان که به ناحق کشته شدند یا صدها تن که مجروح شدند ، کمترین رفتارهایی که اکنون با زندانیان می شود نگهداری در سلول های بسته است که طبق قوانین بین المللی و داخلی شکنجه بشمار می آید و حتی آیت الله خامنه ای که پیش از انقلاب ۵ روز در سلول انفرادی بسر برده اند چنان خاطره تلخ آن روزها برای ایشان باقی مانده است که سی سال بعد از آن می گوید هر روز سلول انفرادی به اندازه ده روز است. این سخن یعنی پذیرش شکنجه بودن سلول بسته و محروم از امکانات اولیه زندگی چه یک نفره و چه دو یا سه نفره.
شگفت این است که رسانه های باصطلاح ملی برای کشته شدن آن زن در آلمان، فریاد و فغان سر می دهند اما برای هزاران شهروند در ایران دشنام و افترا و لقب اغتشاشگر و برانداز و وابسته و ... نثار می کنند. برفرض هم که چنین تهمت هایی وارد بود (که قطعا نیست) اما مگر حقوق شهروندی آنها ساقط شدنی است؟ مگر می توان قانون آیین دادرسی و مقررات نگهداری در بازداشتگاههای موقت را حتی درباره مجرم زیر پا نهاد؟
اما جلوه این تبعیض ها و استفاده ابزاری در قلمرو خارجی نیز چشمگیرتر است. درست همزمان با آه و فغان برای کشته شدن ناحق یک زن مسلمان در آلمان از سوی همین رسانه ها و دستگاههای دیپلماسی وابسته به آن، جهان شاهد بود که در چین در یک روز مسلمانان ایغور در یک تظاهرات مسالمت آمیزبری اعتراض به کشته شدن دو هموطن خود در یک کارخانه، مورد حمله پلیس و لباس شخصی های چینی نامسلمان قرار گرفتند و بیش از ۱۸۰ تن شهید و صدها تن مجروح شدند اما در رسانه ملی!! خبری از اعتراض که پیشکش حتی از خبررسانی هم نبود و روزنامه معروف اصولگرایی هم که گمان می کند خبرها در عالم واقع با کوچک و بزرگ شدن توسط آنها کوچک و بزرگ می شوند این خبر تکان دهنده را نه تنها در صفحه نخست پوشش نمی دهد که در حاشیه ای در صفحه آخر منعکس می کند و البته هیچ ذکری از مسلمان بودن کشته شدگان و معترضان هم نمی کند.
رفتار دوگانه این جریان در عرصه بین المللی بسیار شگفت انگیز است. در جریان حمله اسراییل به حماس در غزه که توسط سازمان های بین المللی حقوق بشر نیز جنایت جنگی خوانده شد به حق اعتراضات گسترده ای روا داشتند و حتی تمام شبکه های فارسی و عربی و انگلیسی ایران (ده شبکه) اغلب ساعات و بخش های خبری و غیرخبری خود را به آن اختصاص دادند به نحوی که گویی این جنگ مستقیما به ایران تحمیل شده است.در جریان این جنگ غیر انسانی بیش ازهزارفلسطینی کشته شدند . اما جالب اینجاست که چند سال است مسلمانان چچن در بمباران و کشتار روس ها صدها برابر مسلمانان غزه کشته و مجروح می دهند اما حتی خبر آن هم در رسانه های ایران نمی آید در حالی که تلویزیون خود روسیه خبرهای جنگ و کشته و مجروح شدن و اسارت چچنی ها را منتشر می کند اما رسانه های ایران حتی به اندازه خود روس ها نیز خبر رسانی نمی کنند. چرا؟ اگر معیار آنها اعتقادی باشد چه فرقی میان مسلمان چچنی و چینی و مصری و ایرانی و فلسطینی وجود دارد؟ اگر معیارحقوق بشری باشد نیز اساسا میان مسلمان و غیر مسلمان نباید تبعیضی باشد و نسبت به همه باید به اعتبار کرامت ذاتی انسان حساسیت یکسانی داشت. بنابر این می توان استنباط کرد که ادعای دفاع از مردم فلسطین و یا آن زن مقتوله درآلمان نه جنبه دینی دارد و نه جنبه حقوق بشری و صرفا کنشی سیاسی است که در پوشش های نامناسب پیچیده شده است. چین و روسیه به دلیل اینکه در جریان حوادث اخیر از دولت حمایت کرده اند نباید از واکنش دستگاه دیپلماسی ایران برنجند. یک معامله سیاسی بر سر جان انسان ها (از نگاه مدافعان حقوق بشر) و بر سر جان مسلمانها(از نگاه اعتقادی و اسلامی). در واقع همزمان شاهد استفاده ابزاری از حقوق بشر و دین در برابر حکومت هایی هستیم که هم در دشمنی با حقوق بشر و هم در دشمنی با دین شهره اند اما از اغماض دولتی که خود را پرچمدار حمایت از مسلمانان و مظلومان جهان می داند برخوردار می شوند و جنایت آنها دیگر جنایت نیست. اتفاقا همین دیروز بود که روزنامه کیهان هم نوشته بود«از جمهوری اسلامی ایران که پرچمدار نهضت جهانی اسلام است انتظار میرود در اخراج سفیر دولت فاشیست آلمان پیشگام باشد.»
پيام هاي ديگران ()
link
سهشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸ -
نامه محتشمی پور در ماهگرد بازداشت مصطفی تاج زاده
این کودتا به مذاق خیلی ها سازگار آمده، ولی شاهنامه آخرش خوش است
سلام آرامِ جان
فردا درست یک ماه می شود که مأموران مدعیان عدل علوی در شب ولادت مادرت زهرای اطهر (س) به خانه مان ریختند و با نشان دادن حکمی مجعول بازداشتت کردند . فریاد های من در همان نیمه شب موجب بیداری همسایه ها شد تا شهادت بدهند که سالم رفته ای و باید سالم برگردی و مآموران که گفتند معذورند یادآور شدند که مآمور جورند در جمهوری اسلامی !!!
چه باید می کردیم ما؟ در این چهل و شش سال عمر هرگز نخواستم و نتوانستم زندگی مرفه و راحت و بدون دغدغه های فرهنگی و احتماعی و سیاسی داشته باشم و تجربه های فراوان داشته ام تاکنون الا خانواده زندانی سیاسی بودن ( گذشته از خاطرات دور کودکی و قصه هایی که مادر برایم گفته و این روزها هم هی تکرار می شود من باب تسلای خاطرمان) حالا یک دوره جدید در زندگی من آغاز شده است و باید از تجربیات دیگران هم خوب استفاده کنم .
گام اول : همبستگی . خوشبختانه با خانواده های اکثر مجاهدان راه حق و آزادی از قبل آشنایی و ارتباط داشته ایم و خیلی زود گردهم می آییم و دیگران را هم یا ما پیدا می کنیم و به جمع خود می خوانیم یا آن ها ما را پیدا می کنند و جمعمان جمع می شود .
گام دوم : تلاش برای دریافت اطلاعات اولیه . وکیلت بلافاصله درگیر داستان می شود و پیگیری از شاگردش مرتضوی که حتی حرمت استاد نگه نمی دارد و با لودگی پاسخش می گوید و انگار برایش مهم نیست دفاع از پایان نامه دکتری بعد از قصه کردان دیگر چه باک از جعل مدرک! یک گام پیشتر . حضور در دفتر مرتضوی به اتفاق فرزندات و خواهرها که دنبال یک جو انسانیت می گردند تا نرم کنند دل های سخت را تا تو بیایی برای سرسلامتی دادن به تنها برادرت که سخت داغدار المیرایش است و برای یک دیدار کوتاه با پدر و مادر پیر و بیمارت. کاش نرفته بودیم . چقدر خودم را سرزنش می کنم برای تسلیم وکیل شدن برای این حضور اهانت بار که فرجامش را از آغاز می دانستم . لبخند مضحک او و تلاش برای حفظ خونسردی در حین گفتن دروغ هایش و وعده دروغ تلفن تو عصر همان روز که هرگز محقق نشد .
گام سوم : برگزاری جلسات دعا و ختم قرآن برای ثبات و استواری قدم شما و آرامش قلب خودمان و بچه هایمان و همه خانواده ها . از جلسات خانگی تا دعای کمیل و روضه ها در حسینیه ها که از آن هم می گذرند و دعای کمیل پنج شنبه ما جمع کثیری از نیروهای چماقدار و تفنگدار را کشید حوالی بیت الزهراء
گام چهارم: اطلاع رسانی. حالا که ما در بی خبری محض هستیم دیگران هم باید این را بدانند . رئیس مجلس . رئیس قوه قضائیه و علما و مراجع . نامه های سرگشاده این حسن را دارند که اگر آقایان ما را بی پاسخ می گذارند لااقل مردم با خبر می شوند و شنیده ام بعضی ها از این دست نامه ها هیچ خوششان نمی آید
گام پنجم : اطلاع رسانی . دیدارها و ملاقات ها . فراکسیون خط امام مجلس گزینه خوبی است . خانه ملت و نمایندگان ملت و دغدغه های ملت .ابراز تآثر می کنند آقایان می گویند اقداماتی کرده اند و ادامه می دهند تا حصول نتیجه با تشکیل کمیته پیگیری . تعطیلی مجلس مارا از ملاقات با لاریجانی منع می کند و این ملاقات حاشیه هایی دارد که می خواستند سایه بیندازد به روی متن که گفتنش اینجا به درازا می کشد . همین قدر بگویم که شکایت من از خبرگزاری فارس و ایرنا فقط برای انجام تکلیف بود درست مثل شکایت های تو از علی جنتی در نظام عدل جمهوری اسلامی که همه شهروندان فارغ از رتبه های شهروندی به یک چشم نگریسته می شوند!!!برای دیدن آقای هاشمی شاهرودی فوری اقدام می کنیم . از دفترش جوابی نمی شنویم . از آقای جمشیدی کمک می خواهم به حرمت روزهای مدیرکلی که تحویل می گرفتند مقدارکی و ایشان هم می گوید کمیته سه نفره تعیین شده برای پیگیری بگویید آقای محتشمی پور برایتان وقت بگیرد از آقای دری نجف ابادی! دیدار با خاتمی مثل همیشه امیدبخش است . هرچند که او درون حاکمیت منصبی ندارد ولی در دل های مردم که دارد و متانت و نجابتش که هست و این قسم همدلی با مردم . قوه قضائیه را مسئول مستقیم معرفی می کند و می گوید این انقلاب مخملی علیه مردم باید پایان بگیرد . دیدار با هاشمی رفسنجانی هم به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس خبرگان رهبری امید بخش است خصوصا وقتی قول می دهد باز هم پیگیر امور باشد و قرار می شود وقت از آقای دری نجف آبادی را هم دنبال کند . قراری که ده روز می کشد تا قطعی و اعلام شود آن هم فقط برای 5 نفر . فردا ساعت هشت و نیم برویم ببینیم ما باید دلداری بدهیم آقایان را یا آن ها ما خانواده های جریحه دار را !!!
دیدار با علما و مراجع را یادم نرود . همان هفته اول رفتیم قم و توانستیم آیة الله صانعی و آیة الله جوادی آملی را ملاقات کنیم و بقیه هم تفقد فرمودند و گفتند تحت فشار امنیتی هستند و نمی توانند مارا ببینند و نامه های سرگشاده را تقدیم کردیم برگشتیم به امید پاسخ . هفته قبل هم من و خانم مجردی رفتیم پیش آیة الله موسوی اردبیلی که در شجاعت شهره است و اولین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی بوده و کلی متآسف بود از بازداشت شماها که خوب می شناختتان . از عقد حجاریان گفت که خطبه شان را او خوانده و از مصائبی که بر ما می گذرد این روزها و تآکید کرد اعتراف تحت شکنجه و فشار و حتی اکراه وجه شرعی ندارد و این را بچه طلبه ها هم می دانند و ما را دعوت به صبر کرد مثل بقیه آقایان و گفت قول داده اند تعداد زیادی را در هفته آینده آزاد کنند و قرار شد خبر ملاقات را دفتر ایشان تنظیم و منتشر کنند که نکردند متآسفانه .
گام ششم : اطلاع رسانی . مصاحبه ها و گفتگوها که متآسفانه در این دوره اختناق و بی تریبونی معترضین و مخالفین قانونی در حوزه محدودی منتشر می شود و در برابر رسانه ای که به حق میلی اش نامیدی هرگز تاب برابری ندارد .
و یک خیز هم برداشتیم تا به شما نزدیک شویم با اجتماع جلوی اوین که نمی دانیم شما را کجایش نگه می دارند. شاید گرمای این حضور انرژی مثبت بفرستد داخل و گرم شوید و سبز . صدایمان را هم بلند کردیم به قسمی که به گوش هایتان برسد . شنیده بودیم صدای الله اکبر قوت قلبتان می دهد و الله اکبر گفتیم و یا علی و یا زینب گفتیم تا خودمان هم قوت قلب بگیریم . گل ها را هم دادیم سرگرد یا سرهنگ عبداللهی که می گفت ماهواره شماها را کشیده اینجا و ما گفتیم بچه هایمان روز ولادت حضرت علی و روز پدر ما را کشیده اند اینجا نزد پدرانشان و شما را لابد ماهواره اینور و آنور می کشاند گفت که گل ها را می رساند به دستتان به شرافتش قسم خورد که می رسد. رسید؟ من گفتم هروقت همسرم را ببینم از او می پرسم که رسید یا نه . اما بعد زود گفتم نمی گذارند به او برسد لااقل بدهید به جوانانی که در تظاهرات برای دفاع از حق شان بازداشت شده اند و هی دارد خبر مرگشان می آید
مصطفی تو سهراب را می شناسی؟ من هم نمی شناسم . فقط می دانم مادرش مادر صلح است و فرزند 18 ساله اش را دلاور بارآورده و قهرمان . دیروز پیکر پاک فرزندش را تحویل داده اند و قرار بود صبح از بهشت زهرا تشییع شود . مادرش لباس سبز پوشیده و می گوید فرزندم فدایی ایران و اصلاحات است . می گویند همه در و دیوار اتاق سهراب را هم سبز کرده و همه خانه اش پر است از نماد اصلاح طلبی . از دیروز این عقده ای که بامداد بیست و سوم خردادماه درست پس از توهین آشکار به مردم و رأیشان در این گلو جاخوش کرده بیشتر اذیتم می کند . وقتی آقای کروبی زنگ زد که می خواهد بیاید دیدنمان فکر کردم خوب است دیدن آن مادر داغدار برود هرچند که من خود را داغدار همه جوانان شهید راه آزادی وطنم می دانم . کروبی آمد و مادر تو از همه تلاش های خالصانه ات برایش گفت و او گفت خاطرات آیة الله فاضل هرندی برایم زنده شد با دیدار همشیره مکرمش و من اشک هایم روان شد وقتی مادرت شکوه کرد از آن سپاهی خودفروخته غافل که مخالفان را اموی خوانده بود . می بینی این ها امام حسیند ولی قدرت دارند . و ما یزیدی هستیم و دربند . اینها امام علی هستند و برسرحکومتند و ما لابد اهل سقیفه اما گوشه نشین . عجب حکایتی است حکایت قداران روزگار ما که دین را لجن مال کرده اند و فریاد علما و مراجع و فقها و بزرگان را هم درآورده اند . جنتی همچنان در آرزوی اعتراف گیری است و این را در نمازجمعه می گوید. انگار این کودتا به مذاق خیلی ها سازگار آمده ولی شاهنامه آخرش خوش است .
باید بگوییم حداد عادل برایشان کلاس تاریخ بگذارد تا یادشان بیاید پایان استبداد را و بگوییم کسی برایشان تفسیر بگوید تا یادشان بیاید سرنوشت فرعون ونمرود و همه جباران تاریخ را . قرآن زبان حال است اما و معنی صم بکم عمی را تازه داریم می فهمیم با رؤیت احوال آقایان در این روزها .
گام های بعدی ما آغاز می شود دلبندم . شما در سلول های انفرادی خود با فراغ بال به عبادت و تهجد بپردازید . ما تا وقتی جانی هست و توفیقی وظیفه پیام رسانی را زینب وار ایفا می کنیم .
ولی یک توصیه . مبادا اگر این پست فطرت ها به آزار جسمی تان پرداختند بگویید حسرت شنیدن یک آخ را بر دل هاتان می گذاریم . من شنیده ام فریاد در حین شکنجه درد را تسکین می دهد و از آن مهم تر اعصاب شکنجه گر را به هم می ریزد هرچند این ها سعی می کنند ادای سفاکان اسرائیلی را درآورند ولی در شناسنامه شان نوشته مسلمان و همین مسئله عذاب الیمی است برای خودشان که خواب برایشان حرام و زندگی عادی حرام و لذت از حیات اهل و عیال حرام و همه چیز حرام این حرامیان است .
فریاد بزن عزیزِدل بگذار فریاد یا زهرای تو با فریاد یا زینب من پیوند بخورد . من به چشم دل ترک ها را بر ایوان مدائن که قرار بود بود مظهر عدل علی باشد دیده ام . نه تنها من بلکه همه روشن دلان دیده اندو همه آنان که دینشان را به دنیای قدرت طلبان نفروخته اند.
الیس صبح بقریب
--------------------------
منبع : نوروز
پيام هاي ديگران ()
link
سهشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸ -
نامه شیرین عبادی؛ سوهیر بالحسن و عبدالکریم لاهیجی
در خواست اعزام نماینده شخصی به جمهوری اسلامی ایران
پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ - ۰۹ ژوییه ۲۰۰۹
خدمت عالیجناب آقای بان کی مون
دبیر کل
سازمان ملل متحد
پاریس، 2 ژوئیه 2009 (11 تیر 1388)
موضوع: در خواست اعزام نماینده شخصی به جمهوری اسلامی ایران
عالیجناب دبیر کل،
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و دارنده جایزه نوبل صلح شیرین عبادی مایل هستند دل مشغولی عمیق خود را در باره وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران به اطلاع شما برسانند.
در این چارچوب ما مایل هستیم درخواست خود از شما برای انتصاب نمایندهای شخصی برای ایران تکرار کنیم. این درخواست در گفتگوی تلفنی شما با شیرین عبادی در روز 23 ژوئیه مطرح شد.
نماینده شما میتواند به منظور تکمیل گزارش شما در باره وضعیت حقوق بشر در ایران برای شصت و چهارمین مجمع عمومی در پاییز امسال1، در باره خشونتهای پس از انتخابات در جمهوری اسلامی ایران تحقیق و اطلاعات گردآوری کند.
وضعیت حقوق بشر واقعا در پی انتخابات ریاست جمهوری در روز 12 ژوئن (22 خرداد) به وخامت گراییده است. به دنبال محکومیت گسترده خشونتهای علیه اعتراض کنندگان مسالمت جو، در سطح بین المللی، مقامات ایرانی عمدا به پخش اطلاعات کاذب در باره مسئولان خشونت جدی علیه اعتراض کنندگان پرداختهاند، از جمله مدعی شدهاند که دخترجوانی که به وسیله شلیک گلوله کشته و تصویرش در سراسر جهان در اینترنت منتشر شد (ندا آقا سلطان)، به دست ماموران سیا که در میان اعتراض کنندگان حضور داشتهاند به قتل رسیده است. به علاوه، تمام تلاشها برای محکوم کردن موارد جدی نقض حقوق بشر انجام شده پس از انتخابات به شدت سرکوب شده است.
موارد زیر شرح کوتاهی از موارد مهم نقض حقوق بشر است که در طی سرکوب مشاهده شده و فدراسیون بین المللی حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران موفق به تایید آنها شده اند.
1 ـ موارد نقض ماده 25 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی
موارد متعددی آشکارشده است که سوءظن جدی نسبت به تقلب انتخاباتی در طی انتخابات ریاست جمهوری در ایران در روز 12 ژوئن (22 خرداد) ایجاد میکند و این از موارد نقض ماده 25 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در مورد حق انتخابات آزاد و عادلانه است که ایران نیز تصویب کرده است.
* برگ رای در شهرهای شیراز و تبریز ظاهرا تمام شد، در حالی که دو هفته پیش از آن وزارت کشور اعلام کرده بود که برای مجموع 48 میلیون رای دهنده بیش از 57 میلیون برگ رای چاپ کرده است.
* نمایندگان تمام نامزدهای انتخاباتی قراربود درتمام حوزههای رای گیری حضور داشته باشند. اما زمانی که شمارش آرا شروع شد، نمایندگان نامزدهای اصلاح طلب از حوزههای رای گیری اخراج شدند و نتوانستند در هنگام شمارش آرا حضور داشته باشند.
* در شب روز انتخابات، با وجود این که شمارش آرا هنوز در جریان بود، آیت الله خامنهای پیروزی رئیس جمهور وقت را اعلام کرد.
* در 50 شهر، تعداد آرا شمارش شده بیش از مجموع جمعیت واجد حق رای آن شهرها بوده است.
* در پی ادعاهای مربوط به تخلف، شورای نگهبان2 اعلام کرد که تعداد معدودی از تخلفهای ادعایی را مورد بررسی قرار خواهد داد، اما پیش از این که بتواند به تحقیقاتش خاتمه بدهد، آیت الله خامنهای در نماز جمعه 19 ژوئن (29 خرداد) تکرار کرد که انتخابات عادلانه و آزاد بوده است.
2 ـ سرکوب آزادی بیان و اطلاعات
o در روز 25 ژوئن 2009، در پی انتخابات، بنا به اعلام گزارشگران بدون مرز، دستگیری و بازداشت 27 روزنامه نگار تایید شد. این تعداد شامل 20 نفر از روزنامه کلمه سبز بود.
o چندین روزنامه نگار خارجی از ایران اخراج و از دادن گزارش در باره رویدادها در ایران منع شدهاند. در یک مورد خاص، به جُن لین (Jon Leyne)، خبرنگار بی بی سی در تهران در روز 21 ژوئن دستور داده شد بر اساس ادعای «حمایت از آشوبگران» به عنوان بخشی از «توطئه» انگلستان علیه ایران، کشور را ترک کند. در همان روز، مازیار بهاری، خبرنگار نیوزویک در منزلش دستگیر شد.
o تارنماهای اینترنتی و خطوط تلفن در چندین نوبت مسدود شدهاند و از پخش اطلاعات در باره انتخابات و وضعیت کشور پس از انتخابات جلوگیری به عمل آمده است.
3 ـ نقض حق آزادی تشکل و تجمع
* تظاهرات مسالمتآمیز در اعتراض به تقلب ادعایی در انتخابات بارها ممنوع شده، در حالی که به تظاهرات در پشتیبانی از رئیس جمهور احمدی نژاد مجوز داده شده است.
* درروزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری، نیروهای بسیج به تظاهرات مسالمتآمیز حمله کردند، تظاهرکنندگان را کتک زدند و دستگیر کردند و چند تن از آنها را کشتند. دولت مرگ 20 نفر را در طی تظاهرات تایید کرده است.
* در روز 26 ژوئن، آیت الله احمد خاتمی در نماز جمعه از مقامات قضایی خواست «اغتشاشگران» را به شدت مجازات کند و آنها را «محارب» به معنای دشمن خدا نامید و خواستار مجازات «قاطع و بیرحمانه» آنها شد. طبق قانون اسلامی در ایران، مجازات کسانی که به عنوان محارب محکوم شوند، اعدام است.
* آخرین نکته مهم که شایسته یادآوری است این است که کانون مدافعان حقوق بشر، سازمان عضو فدراسیون بین المللی جامعههای حقوق بشر در ایران از دسامبر 2008 (آذر 1387) به وسیله مقامات ایران بسته شده است و قادر نیست آزادانه فعالیت کند. یکی از فعالیتهای کانون مدافعان حقوق بشر شامل نظارت برسازگاری قوانین و رویههای انتخاباتی با موازین بین المللی حقوق بشر و با قانون اساسی ایران و قوانین کشوری است.
4 ـ اعدامهای فوری
* مردم غیرنظامی بی سلاح که در خیابانها اعتراض میکردند در طی تظاهرات مسالمتآمیز کشته شدهاند. در پی تظاهرات بسیار بزرگی در خیابانهای تهران در روز 20 ژوئن، از بالای یک ساختمان دولتی محل استقرار نیروهای بسیج به جمعیت تیراندازی شد. گزارشهای دیگر حاکی است که در شب 14 ژوئن، سه خوابگاه دانشجویی در تهران، تبریز و اصفهان مورد حمله نیروهای بسیج قرار گرفت و منجر به کشته شدن 10 دانشجو و زخمی شدن ده ها دانشجوی دیگر شد.
* به علاوه، منابع موثق در نهادهای پزشکی گزارش کردهاند که در ارتباط با اعتراضها، 20 جنازه در سردخانههای دو بیمارستان بزرگ تهران ثبت شده که روی برخی از آنها جراحات متعدد ناشی از اصابت گلوله وجود داشته است.
5 ـ ناپدید شدن اجباری، دستگیری و بازداشت خودسرانه
* در روز 14 ژوئن، گروه های سیاسی اصلاح طلب در ایران اظهار داشتند که حداقل 100 نفر در طی شب دستگیر شده اند.
* در روز 15 ژوئن، مقامات ایرانی ادعا کردند که بیش از 200 نفر را در ارتباط با تظاهرات دستگیر کرده اند.
* در روز 27 ژوئن، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران گزارش داد که بیش از 2000 نفر در طی اعتراض های مسالمت آمیز دو هفته ای دستگیر شده اند.
* تعداد زیادی از مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران، مخالفان سیاسی و روشنفکران دستگیر شده اند. برخی پس از چند ساعت یا روز آزاد شده اند، اما اکثریت آنها در بازداشت مانده اند.
* دو عضو کانون مدافعان حقوق بشر، عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری در تهران و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر و آقای عبدالرضا تاجیک عضو فعال کانون، به ترتیب در روزهای 15 و 16 ژوئن به وسیله ماموران لباس شخصی دستگیر شده اند و کماکان در محل نامعلومی در بازداشت به سر می برند.
* در روز 12 ژوئن، آقای احمد زیدآبادی، تحلیگر سیاسی و فعال جامعه مدنی، دستگیر شد. محل بازداشت او نامعلوم است.
* بنا به اعلام گزارشگران بدون مرز، پس از انتخابات ریاست جمهوری، 34 روزنامه نگار دستگیر شده اند.
* در روز 21 ژوئن، از دادستان ایرانی، سعید مرتضوی خواسته شد که فعالیت های رهبران اصلاح طلب و مسئولان حزبی بازداشت شده را مورد رسیدگی قرار دهد. مرتضوی به خاطر شرکت در شکنجه، بازداشت های غیرقانونی و گرفتن اعتراف های اجباری در گذشته شهرت دارد. او در قتل زهرا کاظمی، روزنامه نگار ایرانی ـ کانادایی، شرکت داشت و به ویژه از سوی سازمان ملل به داشتن مسئولیت در بازداشت خودسرانه و سرکوب متهم شده است.3
6 ـ نقض حق دفاع از حقوق بشر
* مقامات دولتی در دسامبر 2008 کانون مدافعان حقوق بشر را بستند و دفاتر آن تا به امروز بسته است.
* همانطور که پیشتر ذکر شد، عبدالفتاح سلطانی، عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر و وکیل سرشناس حقوق بشری، در روز 16 ژوئن 2009 به وسیله افراد لباس شخصی در جلوی منزلش دستگیر شد و ما از آن پس از ایشان بی خبریم.
* آقای احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی و فعال جامعه مدنی، در روز 12 ژوئن 2009 دستگیر شد و محل بازداشت او نامعلوم است.
* در شب 20 ژوئن 2009، خانم ژیلا بنی یعقوب، فعال سرشناس حقوق زنان، در منزلش در تهران به وسیله ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات دستگیر شد. محل بازداشت او نامعلوم است.
* در روز 25 ژوئن، رسانه های ایران نامه بی امضایی را منتشر کردند که گویا وکلا، استادان دانشگاه و خانواده های شهدا و ایثارگران نوشته و از وزیر دادگستری غلامحسین الهام خواسته اند علیه خانم شیرین عبادی به خاطر نقض قوانین اسلام و قانون اساسی از طریق فعالیت حقوق بشری اقامه دعوی کند. این گونه تهدیدها پیامد مستقیم رشته دیدارها و گفتگوهایی است که خانم عبادی از طریق فدراسیون بین المللی جامعههای حقوق بشر با جنابعالی، و نیز کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نماینده عالی سیاست مشترک خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا، کمیسر اروپایی روابط خارجی و نیز رئیس و اعضای پارلمان اروپا برای گزارش در باره وضعیت کنونی حقوق بشر در ایران در پی سرکوب به عمل آورده است. خانم عبادی در عین حال گزارش سالانه برنامه نظارت را در روز 19 ژوئن در ژنو ارائه کرد که وخامت اوضاع مدافعان حقوق بشر در کشور را مورد بررسی قرار داده بود. گویا مقامات ایرانی رأسا این تهدیدها را ترتیب داده اند.
پنج کارشناس مستقل سازمان ملل نگرانی عمیق خود را از به کارگیری مفرط نیروی پلیس، دستگیری ها و قتل های خودسرانه در طی دو هفته گذشته در جمهوری اسلامی ایران ابراز کرده اند. آنها از مقامات خواسته اند حقوق آزادی بیان و تجمع را در سراسر کشور کاملا تضمین کنند. کمیسر عالی سازمان ملل برای حقوق بشرنیز نگرانی خود را در پی گزارش های دستگیری های خودسرانه و به کارگیری غیرقانونی نیروی قهر مفرط به وسیله نیروهای نیمه رسمی ابراز کرده و تعهدات مقامات ایرانی را طبق قانون بین المللی حقوق بشر یادآوری کرده است. جنابعالی نیز نگرانی خود را از خشونت پس از انتخابات، و به وِیژه از به کارگیری نامتناسب خشونت علیه غیرنظامیان، ابراز کرده اید و توقف فوری دستگیری ها، تهدیدها و به کارگیری نیروی قهر را مورد تاکید قرار داده اید.
با وجود این، این درخواست ها تا به امروز در جلوگیری از سرکوب و فراهم آوردن امکان یک تحقیق مستقل در باره موارد نقض حقوق بشر ناموفق بوده اند.
مقامات ایرانی، شامل قوه قضاییه، که مسئولان اصلی سرکوب هستند، حاضر نیستند تحقیقی معتبر و موثر در باره موارد نقض حقوق بشر مورد مشاهده انجام دهند. به واقع، همانطور که در بالا نشان داده شد، قوه قضاییه، به ویژه دادستان تهران، یکی از ابزار سرکوب بوده است و نه ابزار حمایت از قربانیان در برابر موارد نقض حقوق بشر.
سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی، رسانه های مستقل از ایران یا از خارج نیز بطور فعال سرکوب شده اند تا از فعالیت های تحقیقی و گزارش دهی آنها جلوگیری شود.
بنابراین تنها یک راه کار فراملی می تواند تحقیق مناسب در باره موارد نقض حقوق بشر را برای قربانیان فراهم آورد. چنین راهکاری امروز وجود دارد و از طریق قطعنامه شماره A/C3/63/L40 مجمع عمومی سازمان ملل ایجاد شده است.
با وجود این، با توجه به ممانعت شدید مقامات ایرانی از دسترسی به اطلاعات مربوط به موارد نقض حقوق بشر، کاملا محتمل است که جنابعالی با دشواری ِ صرف دسترسی به منابع موثق و کسب اطلاعات تایید شده در باره رویدادها در طی انتخابات 12 ژوئن (22 خرداد) و پس از آن مواجه باشید.
بنابراین به باور ما کاملا درست و مناسب است که جنابعالی یک نماینده شخصی تحت مسئولیت مستقیم خودتان برای تحقیق در باره وضعیت در ایران منصوب نمایید. چنین نماینده ای از نفوذ شما در ارتباط با مقامات ایران بهره مند خواهد بود، حال آن که گروه های حقوق بشری در ایران و خارج از ایران در طی این سرکوب فعال از چنین نفوذی محروم هستند.
با تشکر از توجه جنابعالی به این موضوع و پیگیری آن.
با احترام
امضا: شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح
امضا: سوهیر بالحسن، رئیس فدراسیون بین المللی جامعههای حقوق بشر
امضا: عبدالکریم لاهیجی، رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، نایب رئیس فدراسیون بین المللی جامعههای حقوق بشر
--------------------------
منبع : http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=4540
پيام هاي ديگران ()
link
جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸ -
بیانیه تحلیلی جبهه مشارکت ایران اسلامی در اعتراض به تداوم بازداشت فعالان سیاسی
این چه بازی زشتی است که به راه انداختید؟
بسم الله الرحمن الرحیم
نزدیک به چهار هفته از اسارت غیرقانونی دهها تن از از پاک ترین فرزندان وطن، نیروهای موثر انقلاب اسلامی و قهرمانان عرصه اصلاح می گذرد.
جرم آنها دفاع از حق و آرمانهای امام، تلاش آشکار برای جلوگیری از انحراف بزرگ در مسیر جمهوری اسلامی و شورآفرینی در انتخابات دهم به منظور بازگرداندن امور به مجرای طبیعی خود از طریق قانونی بوده است.
کودتاگران علیه جمهوریت نظام به زعم خود می خواهند با خارج کردن عناصر مومن و پاکباخته از فضای اجتماعی، بنیاد حرکت عظیم و ریشه دار اصلاحات درونزا در ایران را ویران کنند، غافل از آنکه امروز اصلاح طلبی و اصلاحات، آرمان آحاد این ملت شده است و ملت ایران از 12 سال پیش نشان داده است که این ریشه تنومند امروز شاخه هایی ستبر و میوه های ناب بسیاری را به بار آورده است.
بازداشت های غیرقانونی و نحوه برخورد با بازداشت شدگان، نه در قالب شرع و قانون و نه بر مبنای اخلاق و انصاف و مروت قابل توجیه نیست و گویای این واقعیت است که جماعتی که از مدتها قبل در صدد بوده اند تا با کودتایی مخملین آرزوی دیرینه محو جمهوریت را تحقق بخشند امروز می خواهند به ریشه همه حرکت های سیاسی و اجتماعی قانونمدار و مسالمت آمیز تیشه بزنند. آنها می کوشند تا واقعیت های جامعه ایران را در قالب جهت گیری های توطئه آمیزخود وارونه جلوه دهند و از این رو ابتدا به سراغ چهره های شناخته شده و شاخص سیاسی رفتند و پس از آن به دانشجو، استاد، روحانی، هنرمند و پیر و جوان و زن و مرد هم رحم نکردند.
این گروهی که اینک خود را صاحب قدرت و قانون و شرع می داند از نخستین روز اعلام نتایج انتخابات علاوه بر دستگیری غیرقانونی و گسترده انسان های خدوم، اقدام به بستن احزاب و نهادهای مدنی، تعطیلی مطبوعات و بستن راههای اطلاع رسانی و تحمیل فضای بی سابقه سانسور کردند و هیچ گاه نخواسته اند خود را با این واقعیت های روشن تطبیق دهند که اگر چشم خود را باز کنند صدها حجاریان، میردامادی، تاج زاده، امین زاده، نبوی، رمضان زاده، صفایی فراهانی و خیل اسیران دربند را می بینند که در جای جای این میهن، راهی را می روند که نهایت آن، فنای استبداد، پیروزی دموکراسی، عدالت و حقیقت و بازگشت به چهره رحمانی اسلام و همان جمهوری اسلامی است که امام نوید آن را می داد.
آنچه امروز باعث نگرانی عمیق همه دلسوزان این کشور است انتشار موجی از اخبار مبهم و مواضع بی پروا و عملیات روانی مختلفی است که در سایت ها و مطبوعات وابسته به جریان حاکم و حتی در بعضی تریبون های رسمی اظهار می شود که همگی در درجه اول حاکی از بی پایه بودن ادعاهای زندانبان ها و نبود مدرک و مستند محکمه پسند و در درجه بعد نشان دهنده اعمال روش های غیرقانونی – غیرانسانی برای اعتراف گیری است که البته روسیاهی برای مجریان آن به بار خواهد آورد.
در شرایطی که این جریان مدام از قانون گرایی دم می زند، نه فقط حاضر به رعایت حقوق اولیه انسانی بازداشت شدگان نیستند بلکه در برابر پی گیری مصرانه خانواده این عزیزان حتی از دادن خبر سلامت آنها هم دریغ می کنند و همین سخت ما را نگران کرده است که اگر در زندان اتفاقاتی تلخ و ناگوار در حال اجرا نیست پس چرا این همه در برابر بدیهی ترین حق خانواده بی گناه یک زندانی بی پناه لجاجت می کنند؟
امروز همان ها که در امر واضح تقلب در انتخابات همه راه های رسیدگی قانونی را بستند، در برابر خواست قانونی همسران و فرزندان این زندانیان سیاسی بی گناه، بی رحمانه می ایستند و در حالی که با کمال تعجب، رییس قوه قضاییه و دادستان کل کشور در این مورد از خود سلب مسئولیت می کنند و حتی به بعضی مسئولان بلندمرتبه قوه قضاییه هم اجازه بازدید از بازداشتگاه نامعلوم این اسیران داده نمی شود، هر روز با اخباری که صحت و سقم آنها معلوم نیست، قلب رنجور خانواده ها و دوستان این رادمردان زندانی را به درد می آورند.
در این زمانه که فریاد "عدالت" صاحبان قدرت و دولتمردان، گوش فلک را کر کرده است و در کشوری که خود را مظهر عدل علی (ع) و ام القرای اسلام می داند چرا در در سالروز میلاد امام عدل و داد، نمی توان پیگیر حداقل حق انسانی خانواده اسرا یعنی اطمینان از سلامت آنها بود؟ این چه بازی زشتی است که دستگیرکنندگان به راه انداخته اند و نه فقط جسم زندانیان خود را آزار می دهند بلکه روز و شب بر جان خسته و دردمند بازماندگان آنها سوهان می کشند؟ آیا این است عدالت علوی و اسلام محمدی؟ آیا این است هدیه حاکمان به ملت در آغار دهه عدالت و پیشرفت؟ آیا این است مردمسالاری دینی؟
جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز انزجار از این رفتارها که ادامه آن مجال هرگونه دفاعی را از صاحبان قدرت می گیرد، صریحا مسئولیت عواقب این گونه برخوردها را متوجه همه مسئولان نظام می داند که از این وضعیت خبر دارند و کاری نمی کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن اعتراض به سلب و نقض همه حقوق اساسی این زندانیان سیاسی، اولویت اصلی در شرایط فعلی را حفظ جان و اطمینان از سلامت جسمانی و روحی این اسیران می داند و سلب مسئولیت از خود توسط مسئولان ارشد قضایی را قابل قبول نمی داند و در عین حال در صورت بروز هر فاجعه ای، مسئولیت آن را تنها متوجه مسئولان قضایی و امنیتی نمی داند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی در این فضای فوق امنیتی که هیچ مرجع قانونی خود را پاسخگو نمی داند ضمن التجاء به درگاه احدیت، همه نهادهای حقوقی و مدنی کشور را به ایفای نقش انسانی و قانونی خود فرا می خواند و از همه مجامع بین المللی که فارغ از دسیسه بازی های سیاسی و معاملات پشت پرده به واقع دغدغه حقوق انسان ها را دارند و از همه آزادی خواهان جهان می خواهد به مسئولیت تاریخی خود در نجات این زندانیان آزادی خواه عمل کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی بخصوص نگرانی عمیق خود را از سلامت عزیزان دربند خاصه سعید حجاریان، سید مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، محسن امین زاده، محسن میردامادی و عبدالله رمضان زاده اعلام می دارد و از خداوند رحمان و رحیم می خواهد هرچه زودتر موجبات استخلاص همه عزیزان در بند را فراهم می کند و به خانواده و دوستان آنها توفیق صبر و تلاش بیشتر عطا نماید.
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جبهه مشارکت ایران اسلامی
17/04/1388
---------------------
به نقل از : نوروز
پيام هاي ديگران ()
link
پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ -
مسیرهای راهپیمایی 18 تیر در سراسر کشور
تهران به مقصد دانشگاه تهران :
1- میدان ونک – میدان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
2- میدان قندی – خیابان سهروردی – میدان هفت تیر – خیابان کریم خان – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
3- میدان امام حسین – میدان فردوسی – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
4- میدان امام خمینی (توپخانه) – میدان 31 شهریور – خیابان حافظ – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
5- میدان راه آهن – میدان منیریه – خیابان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
6- خیابان رودکی (سلسبیل) – خیابان آزادی – میدان انقلاب
7- میدان آزادی – خیابان آزادی – میدان انقلاب
8- میدان صادقیه – ستارخان – میدان توحید – بزرگراه نواب – خیابان آزادی – میدان انقلاب
9- تقاطع جلال آل احمد وکارگر – خیابان کارگر – میدان انقلاب
شیراز :
1- خیابان ستارخان – خیابان ملاصدرا – خیابان زند – فلکه ستاد
2- میدان دانشجو (علم) – خیابان باغ ارم – بلوار آزادی – فلکه ستاد
3- چهارراه سینما سعدی – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
4- دروازه کازرون – چهارراه گمرک – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
5- شاهچراغ – چهارراه نمازی – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد
6- دروازه اصفهان – – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد
مشهد :
1- پارک ملت – بولوار سجاد – فلکه راهنمایی
2- میدان بوعلی – میدان فردوسی – فلکه راهنمایی
3- خیابان مطهری – میدان تختی – فلکه راهنمایی
4- حرم امام رضا – میدان سعدی – میدان تختی – فلکه راهنمایی
5- میدان هفده شهریور – میدان ده دی – سناباد – فلکه راهنمایی
6- میدان دکتر شریعتی – فلکه احمدآباد – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی
7- میدان فلسطین – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی
اصفهان :
1- میدان فرح آباد – خیابان وحید – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
2- چهاراه دانشگاه – خیابان حکیم نظامی – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
3- دروازه شیراز – چهارباغ بالا – سی و سه پل
4- فلکه فرودگاه (بسیج) – فلکه فیض – خیابان میرفندرسکی – چهارباغ بالا – سی و سه پل
5- فلکه بزرگمهر – فلکه خواجو – سی و سه پل
6- میدان احمدآباد – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
7- سبزه میدان – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
8- میدان نقش جهان – دروازه دولت – چهارباغ پایین – سی و سه پل
9- میدان وفایی – چهارراه دکتر بهشتی – چهارراه قصر – سی و سه پل
تبریز :
1- میدان ستارخان – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
2- میدان انقلاب – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
3- تقاطع خواجه رشید – پل قاری
4- چهرراه آبرسان – چهارراه منصور – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
5- چهارراه ارتش – چهارراه باغشمال – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
6- چهارراه حکیم نظامی – چهارراه شهناز – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
7- چهارراه لاله – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
8- نصف راه – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
9- میدان بهار – چهارراه بهار – میدان نماز – میدان دانشسرا – پل قاری
گرگان :
1- میدان فخرالدین اسعد – فلکه کاخ – شالیکوبی
2- میدان شهرداری – فلکه کاخ – شالیکوبی
3- میدان سرخواجه – فلکه کاخ – شالیکوبی
اهواز :
1- فلکه جوادالائمه – فلکه پاداد – چهارراه آبادان – چهارراه نادری
2- چهارراه زند – چهارراه نادری
3- خزعلیه – خیابان شریعتی – چهارراه نادری
4- میدان شهید افشاری – میدان شهدا – خیابان آزادگان – چهارراه نادری
5- فلکه ساعت – پل نادری – چهارراه نادری
ساکنان کیانپارس ، زیتون کارمندی ، شهرک نفت و حصیر آباد( چهارراه آبادان – چهارراه نادری
ارومیه :
1- میدان خیام – خیابان خیام جنوبی – خیابان امام – میدان مرکزی
2- میدان نه پله – خیابان سرداران – خیابان امام – فلکه مرکزی
3- دروازه شاهپور – میدان مرکزی
4- دروازه سویوغ بلاغ – میدان مرکزی
5- میدان دریا – میدان مرکزی
یزد :
1- چهارراه یزدباف – چهارراه فرهنگیان – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
2- نصر آباد – چهارراه دولت آباد – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
3- میدان باغ ملی – میدان بهشتی – میدان امیرچخماق
4- میدان خاتمی – خیابان مهدی – خیابان امام – میدان امیرچخماق
5- میدان مارکار – بلوار بسیج – خیابان سلمان فارسی – میدان امیرچخماق
بندرعباس :
1- بازار ماهی – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
2- سه راه دلگشا – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
3- میدان قدس – فلکه برق – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
4- میدان شرسعتی – میدان شاه حسنی – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
رشت :
1- میدان لاکانی – چهارراه میکاییل – سه راه حاجی آباد
2- میدان فرهنگ – چهارراه میکاییل – سه راه حاجی آباد
3- روبروی اداره ثبت – سه راه حاجی آباد
4- لب آب – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
5- میدان گلسار – سه راه تختی – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
6- پیچ سعدی – میدان شهرداری – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
7- سبزه میدان – میدان شهرداری –میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
بوشهر : :
1- خیابان خبرنگار – خیابان بهشت شهدا – خیابان مطهری – میدان امام
2- میدان بهشت صادق – خیابان کارگر – خیابان مطهری – میدان امام
3- خیابان آتش نشانی – خیابان مطهری – میدان امام
4- خیابان جانبازان – میدان امام
5- چهارراه فضیلت – خیابان جمهوری اسلامی – خیابان مطهری – میدان امام
6- میدان شهرداری – خیابان آشوری – خیابان فرودگاه – میدان امام
اراک :
1- پل زایشگاه – میدان شورا – میدان باغ ملی
2- میدان لعلی – خیابان شهید باهنر – میدان شورا – میدان باغ ملی
3- ابتدای خیابان شهید مدنی – میدان باغ ملی
4- دروازه تهران – میدان ولیعصر – خیابان امام – میدان باغ ملی
5- ابتدایی خیابان رجایی – میدان باغ ملی
6- میدان شریعتی – سه راه ارامنه – میدان باغ ملی
کرمانشاه :
1- میدان وکیل آقا – چهارراه جوانشیر – میدان جوانشیر
2- پارک شیرین – چهارراه جوانشیر – میدان جوانشیر
3- میدان شهناز – چهارراه اجاق – چهارراه جوانشیر – میدان جوانشیر
4- چهارراه امیرکبیر – سه راه جوانشیر – میدان جوانشیر
5- میدان ایثار – سه راه جوانشیر – میدان جوانشیر
قم :
1- میدان امام – خیابان امام – میدان سعیدی
2- میدان میرزای قمی – میدان مطهری – میدان سعیدی
3- میدان روح الله – میدان شهدا – میدان حجتیه – میدان سعیدی
4- میدان توحید – نیروی هوایی – میدان سعیدی
5- میدان معصومیه – میدان سعیدی
6- میدان شهرداری – میدان الجواد – میدان سعیدی
قزوین :
1- میدان ولیعصر – خیابان طالقانی – میدان آزادی
2- میدان عارف قزوینی – بلوار مدرس – خیابان طالقانی – میدان آزادی
3- فلکه تهران قدیم – خیابان باغ دبیر – خیابان طالقانی – میدان آزادی
4- میدان سپه – خیابان سپه – میدان آزادی
5- میدان جهاد – خیابان امام – میدان آزادی
6- میدان میرعماد – خیابان نادری – میدان آزادی
اردبیل :
1- میدان علی آباد – خیابان مدرس – چهارراه امام
2- میدان بسیج – میدان شریعتی – چهارراه امام
3- میدان بسیج – خیابان امام – چهارراه امام
4- خیابان بهشتی – خیابان انقلاب – چهارراه امام
همدان :
1- میدان فلسطین – امامزاده عبدالله – میدان امام
2- میدان اکباتان – میدان امام
3- میدان شهدا – میدان مفتح – میدان امام
4- میدان فردوسی – چهارراه تختی – میدان امام
5- میدان جهاد – آرامگاه بوعلی – میدان امام
6- میدان شریعتی – چهارراه شریعتی – میدان امام
ایلام :
1- میدان 22 بهمن – میدان امام
2- میدان شهدا – میدان امام
3- چهارراه جمهوری – میدان امام
4- امام خمینی جنوبی – میدان امام
کرمان :
1- پنجراه 24 آذر – پارک شهید پذیرفته – میدان آزادی
2- حوض بزرگ نخعی – چهارراه امام جمعه – میدان آزادی
3- پارک مطهری – چهارراه خواجو – میدان آزادی
4- میدان باغ ملی – چهارراه طهماسب آباد – میدان آزادی
خرم آباد :
1- پارک شریعتی – میدان آزادی
2- پل حاجی – سبزه میدان – پل بزرگ – میدان آزادی
3- میدان شهدا – سبزه میدان – پل بزرگ – میدان آزادی
4- میدان انوشیروان رضایی – میدان آزادی
5- میدان دانشجو – تقاطع بسیج – میدان آزادی
سنندج :
1- پارک استقلال – میدان اقبال
2- میدان انقلاب – میدان اقبال
3- چهارراه وکیل – میدان اقبال
4- میدان مولوی کرد – میدان اقبال
بیرجند :
1- میدان اول رحیم آباد – میدان دوم
2- میدان قدس – میدان دوم
3- خیابان نواب صفوی – میدان دوم
4- میدان سوم رحیم آباد – میدان دوم
بجنورد :
1- سبزه میدان – میدان شهید – مجتمع ارم
2- چهارراه مخابرات – میدان شهید – مجتمع ارم
3- میدان کارگر – میدان شهید – مجتمع ارم
4- خیابان 17 شهریور جنوبی – میدان 17 شهریور – مجتمع ارم
ساری :
1- میدان مستضعفین – سه راه قارن
2- تقاطع فهنگ و قارن – سه راه قارن
3- میدان شهدا – میدان ساعت – سه راه قارن
4- خیابان مدرس – میدان ساعت – سه راه قارن
سمنان :
1- میدان امام رضا – میدان مطهری – میدان معلم
2- میدان کوثر – میدان معلم
3- میدان امیر کبیر – میدان معلم
4- میدان مشاهیر – میدان معلم
یاسوج :
1- فلکه ساعت – سه راه بیمارستان – میدان هفت تیر
2- خیابان منتظری – سه راه بیمارستان – میدان هفت تیر
3- پارک چمران – خیابان طالقانی – میدان هفت تیر
4- تقاطع خیابان مطهری و امام – میدان هفت تیر
زاهدان :
1- میدان آزادی – تقاطع آزادی و امام خمینی – خیابان امام – پاساژ قائم
2- فلکه نفت – تقاطع شریعتی و امام خمینی – پاساژ قائم
3- میدان شهدا – خیابان شریعتی – پاساژ قائم
4- هتل باختر – خیابان شریعتی – پاساژ قائم
5- تقاطع امام خمینی و مقدم – تقاطع شریعتی و امام خمینی – پاساژ قائم
زنجان :
1- حسینیه اعظم زنجان – سبزه میدان
2- میدان فلسطین – سبزه میدان
3- چهارراه سعدی – عمارت ذوالفقاریها – سبزه میدان
4- بلوار آزادی – میدان انقلاب – سبزه میدان
شهرکرد :
1- چهارراه اداره برق – میدان فردوسی
2- دروازه فارسون – میدان فردوسی
3- چهارراه بازار – میدان فردوسی
محل تجمعات سایر نقاط کشور :
استان تهران :
اسلامشهر : خیابان باغ فیض ،
ورامین : میدان اصلی ورامین ،
ری : میدان شهرری ،
رباط کریم : مقابل شهرداری ،
شهریار : خیابان ولیعصر ،
فیروزکوه : میدان امام ،
لواسانات : بلوار امام خمینی ،
پیشوا خیابان شریعتی ،
قرچک ابتدای خیابان محمدآباد ،
هشتگرد : خیابان امت ،
پاکدشت خیابان شهید قمی ،
شهر قدس : میدان قدس ،
ملارد : بلوار رسول اکرم ،
دماوند بلوار خامنه ای ،
نظرآباد میدان شهدا ،
کرج خیابان اصلی گوهردشت ،
استان اصفهان :
کاشان میدان پانزده خرداد ،
سمیرم : خیابان قدس ،
مبارکه خیابان امام ،
نائین : خیابان امام ،
شهرضا : میدان شهدا ،
نطنز : خیابان امام خمینی ،
نجف آباد : روبروی دانشگاه آزاد ،
خوانسار : خیابان امام ،
گلپایگان : سه راه سعیدی ،
استان فارس :
آباده : خیابان امام ،
اقلید : میدان شهدا ،
لار : خیابان طالقانی ،
جهرم : میدان شهدا ،
فسا : روبروی فرمانداری ،
داراب : میدان انقلاب ،
نیریز : میدان 15 خرداد ،
استهبان : خیابان امام ،
فیروزآباد : خیابان روزبه ،
سروستان : فلکه شیخ ،
لامرد : میدان امام ،
استان آذربایجان شرقی :
مراغه : خیابان خواجه نصیر ،
میانه : خیابان امام خمینی ،
مرند : خیابان امام خمینی ،
ملکان : خیابان امام خمینی ،
هشترود : خیابان امام خمینی ،
شبستر : خیابان گلشن راز ،
جلفا : خیابان ولیعصر ،
سراب : خیابان امام خمینی ،
اهر : خیابان شهید رجایی ،
استان آذربایجان غربی :
مهاباد : خیابان جمهوری اسلامی ،
سلماس : خیابان امام ،
نقده : خیابان شهید علمی ،
ماکو ، خیابان امام ،
بوکان : میدان فرمانداری ،
استان ایلام :
آبدانان خیابان طالقانی ،
دره شهر خیابان امام خمینی ،
ایوان خیابان امام ،
استان چهارمحال و بختیاری :
فارسان خیابان شهید بهشتی ،
لردگان خیابان چشمه برم ،
بروجن میدان امام حسین ،
کوهرنگ خیابان مرکزی ،
شلمزار خیابان رسالت ،
استان خراسان رضوی :
سبزوار : خیابان کاشفی ،
قوچان : میدان توحید ،
نیشابور : میدان ایران ،
بردسکن : میدان مرکزی ،
چناران : میدان بسیج ،
تربت جام : میدان مرکزی ،
خاف : میدان خاتم الانبیا ،
فریمان : میدان امام رضا ،
سرخس : میدان مرکزی ،
تایباد : میدان مرکزی ،
گناباد : میدان امام ،
رشتخوار : میدان شهرداری ،
بجستان : خیابان بهشتی ،
تربت حیدریه : میدان مسجد جامع ،
درگز : میدان گلها ،
شاندیز و طرقبه : میدان امام خمینی ،
کاشمر : میدان مرکزی ،
استان خراسان شمالی :
جاجرم : خیابان شهید بهشتی ،
گرمه : خیابان ولیعصر ،
ایور : خیابان ولیعصر ،
اسفراین : خیابان معلم ،
فاروج : خیابان شهید موفق ،
آشخانه : خیابان شهید بهشتی ،
استان خوزستان :
دزفول : خیابان امام خمینی ،
شوشتر : خیابان امام خمینی ،
آبادان : خیابان ولیعصر ،
ایذه : خیابان امام خمینی ،
باغملک : خیابان بهشتی ،
قلعه تل : خیابان 22 بهمن ،
ماهشهر : ناحیه صنعتی ،
مسجد سلیمان : خیابان آزادی ،
لالی : خیابان معلم ،
گتوند : خیابان آزادی ،
بهبهان : خیابان عدالت ،
شادگان : خیابان امام خمینی ،
رامهرمز : میدان آزادی ،
شوش : میدان هفت تیر ،
اندیمشک : خیابان امام خمینی ،
زنجان : زنجان خیابان سعدی ،
استان سمنان :
گرمسار : میدان امام ،
شاهرود : خیابان 22 بهمن ،
دامغان : میدان امام ،
استان کردستان :
سقز : خیابان جمهوری ،
دیواندره : خیابان امام ،
بانه : خیابان امام ،
مریوان : خیابان رجایی ،
بیجار : میدان اصلی ،
استان کرمان :
رفسنجان : خیابان شهدا ،
سرجان : بلوار دکتر صادقی ،
ماهان : خیابان امام خمینی ،
کهنوج : بلوار بهشتی ،
بافت : خیابان امام خمینی ،
زرند : میدان بسیج ،
جیرفت : میدان آزادی ،
بم : خیابان امام خمینی ،
استان کرمانشاه :
اسلام آباد : میدان امام ،
کنگاور : میدان امام ،
دهدشت : میدان مرکزی ،
استان کهکیلویه و بویراحمد :
گچساران : خیابان شهید بلادیان ،
سوق : خیابان امام ،
استان گلستان :
گنبد کاووس : فلکه مرکزی ،
آق قلا : خیابان باهنر ،
آزادشهر : میدان مرکزی ،
کردکوی : خیابان امام ،
بندرگز : خیابان امام ،
بندر ترکمن : خیابان آزادی ،
علی آباد : خیابان امام خمینی ،
استان گیلان :
بندر انزلی : میدان امام ،
لاهیجان : خیابان شیشه گران ؛
کیاشهر : خیابان امام ،
رودسر : خیابان امام ،
استان لرستان :
دورود : بلوار 60 متری ،
بروجرد : خیابان شهدا ،
کوهدشت : خیابان فردوسی ،
نورآباد : خیابان امام ،
پلدختر : خیابان امام ،
استان مازندران :
چالوس : خیابان رادیو دریا ،
بابل : مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی ،
آمل : خیابان امام رضا ،
نوشهر : میدان همافران ،
بابلسر : خیابان رجایی ،
قائمشهر : میدان طالقانی ،
سوادکوه : میدان شهدا ،
بهشهر : پارک بوستان سرو ،
تنکابن : بلوار جمهوری ،
رامسر : خیابان مطهری ،
نکا : چهارراه امام ،
استان مرکزی :
ساوه : خیابان شریعتی ،
خمین : خیابان شریعتی ،
تقرش : خیابان امام خمینی ،
کمیجان : خیابان معلم ،
دلیجان : خیابان طالقانی ،
محلات : روبروی دانشگاه آزاد ،
آشتیان : خیابان امام ،
استان همدان :
نهاوند : خیابان ابوذر ،
تویسرکان : خیابان شهدا ،
ملایر : چهارراه خیام ،
استان هرمزگان :
کیش : خیابان سنایی ،
قشم : بلوار 22 بهمن ،
حاجی آباد : میدان امام ،
میناب : خیابان شهید امینی ،
استان یزد :
طبس : میدان امام خمینی ،
بافق : خیابان وحشی بافقی ،
میبد : خیابان امام خمینی ،
مهریز : بلوار هفتم تیر ،
اردکان : میدان شهدا ،
تفت : میدان امام ،
اردکان : میدان امام ،
استان سیستان و بلوچستان :
چابهار : بلوار امام ،
زابل : خیابان فردوسی ،
ایرانشهر : خیابان ولایت ،
خاش : خیابان امام ،
-----------------------------------------------------
پ . ن :
تشکر زیاد از عموجغده بابت لینک رسانی ... اولتراسرف از دیروز قهر کرده با من !!!
پيام هاي ديگران ()
link
چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸ -
ادامه حمایت مراجع قم از موسوی و کروبی
رضا درویش -
با وجود فروکش کردن اعتراض ها و تنش های خیابانی، نارضایتی و انتقادهای بیشتری در سطوح مختلف سیاسی، مذهبی و روشنفکری از نحوه برگزاری انتخابات و سرکوب راهپیمایی اعتراض آمیز مردم درحال شکل گیری و دیده شدن است.
اکبر هاشمی رفسنجانی که در چند هفته گدشته با چراغ خاموش در حال حرکت در مسیر رایزنی های پشت پرده بوده است، در روزهای گذشته مواضع علنی و شفاف تری اتخاذ کرده و در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان پس از انتخابات از نارضایتی از وضع موجود سخن به میان آورده است.
در این میان، بیشتر مراجع تقلید و علمای قم و در کنار آنها برخی امامان جمعه از دو دستگی در سطح کشور ابراز نگرانی کرده و برخی دیگر صریحا به مخالفت خود با نتایج اعلام شده انتخابات ادامه می دهند.
در این رابطه مهمترین واکنش تازه، بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بوده است که بر ابطال انتخابات و نامشروع بودن دولت محمود احمدی نژاد تاکید کرده است.
این مجمع که از بنیانگذاران آن چهره های پرسابقه انقلاب و نزدیکان بنیانگذار جمهوری اسلامی هستند، از استدلال موسوی و کروبی درباره عدم بی طرفی شورای نگهبان و تخلفات وسیع وزارت کشور در جریان برگزاری انتخابات حمایت کرده و خواستار احقاق حقوق افراد آسیب دیده در جریان راهپیمایی های اخیر شده است.
این بیانیه از لحاظ زمانی برای میرحسین موسوی و مهدی کروبی از اهمیت بالایی برخوردار بود؛ به ویژه آن که جناح طرفدار احمدی نژاد به شدت در حال پیگیری پروژه دادگاهی کردن موسوی، کروبی و خاتمی است و آنها را به خط گیری از خارج متهم ساخته است.
از سوی دیگر، موضعگیری آیتالله ابراهیم امینی در نماز جمعه این هفته قم ضربه تازه ای به جناح حامی احمدی نژاد به شمار می رفت.
امام جمعه قم در خطبه های خود با هشدار درباره دو دستگی مردم و مسئولان کشور عملا روایت جناح حاکم را از مخالفت «عده ای آشوبگر» با نتایج انتخابات زیر سوال برد و به معترضان به نتیجه انتخابات به عنوان بخشی از «امت» مشروعیت داد.
به گفته وی «متاسفانه در این انتخابات شرایط به گونهای رقم خورد که امت به دو گروه تقسیم شدند و این مساله برای نظام ما یک آفت است.»
آیتالله ابراهیم امینی که از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است، به «سوابق درخشان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف» اشاره کرده و گفته است: همه این افراد به نظام ایمان و اخلاص دارند و به هیچ وجه آنها و طرفداران آنها ضد ولایت فقیه نیستند.
این سخن که به معنای مخالفت با اتهاماتی است که در زمینه اغتشاش و ارتباط با بیگانگان به موسوی و کروبی وارد می شود، نشان می دهد که در صورت ادامه فضای پرتنش سیاسی شمار بیشتری از روحانیان بلندپایه به صحنه وارد خواهند شد.
این در حالی است که اغلب مراجع تقلید به جز نوری همدانی و مصباح یزدی درباره اعلام ریاست جمهوری احمدی نژاد سکوت کرده و علی رغم حمایت آیتالله خامنه ای از احمدینژاد، حاضر به فرستادن پیام تبریک به وی نشده اند.
اما پیام تازه آیت الله صانعی نیز که در آن مژده پیروزی به مردم داده شده بود، در مجموع نشان می داد که مواضع مراجع در قم به طور ملموسی به سمت میرحسین موسوی و همدردی با اعتراض های عمومی گرایش دارد.
این مرجع تقلید از مردم خواسته است که « ظلمها، آزار و اذیتها، ترفندها، مکرها و دروغها» ناامیدشان نکند و به نیروهای امنیتی و انتظامی نصیحت کرده است که «هیچ فرمان و دستوری نمی تواند مجوز و عذری باشد برای تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصیت و ذنب لایغفر است.»
در مجموع، شکاف در درون دو تشکل روحانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز درباره نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری و حمایت کامل دو تشکل مجمع مدرسین و محققین و مجمع روحانیون مبارز از ابطال انتخابات وضعیتی بی سابقه در عرصه روابط دولت با روحانیت به شمار می رود.
روزهای آینده نشان خواهد داد که تحرکات چهره های مهمی در درون نظام مانند هاشمی رفسنجانی و سیدحسن خمینی و رایزنیها با روحانیان قم و مراجع تقلید که به طور سنتی وزنه هایی اساسی در سیاست و اجتماع ایران هستند، معادلات کشور را چگونه رقم خواهد زد.
-----------------------------------
به نقل از : مردمک
پيام هاي ديگران ()
link
سهشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ -
متن نامه دختر سعید حجاریان به آیت الله بیات زنجانی و پاسخ آیت الله بیات
متن نامه خانم حجاریان به آیت الله بیات زنجانی بدین شرح است :
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با سلام و عرض تبریک به مناسبت ایام ولادت امام علی (علیه السلام)، مولای متقیان، پیشوای عدالت طلبان و آزادی خواهان و امام مظلومان و ستمدیدگان. این روزها دستهای استغاثه و التجاء به درگاه پروردگار عالم گشوده شده است و خلقی پریشان از نامهربانی ها شکوه به درگاه معبود می برند، که "و الی الله المشتکی". من نیز در هر نماز و دعایی پیکر بیمار و رنجور پدرم دکتر سیعد حجاریان را به یاد می آورم که پس از سوء قصد ده سال قبل همین سلامتی نسبی خود را مدیون دعای ملت شریف ایران است، و گویا میبینم که در سلول انفرادی به نماز نشسته است، او را که بواسطه اصابت گلوله اشقیا به مخچه و نخاعش یارای ایستاده نماز خواندن نیست، و میدانم که لکنتی غریب گریبانش را میگیرد آنگاه که می کوشد حروف را به درستی اداء کند. انگشتهای بی حسّ او توانایی برداشتن قرصهایش را ندارد، نمیدانم آیا کسی هست که داروها و قرصهای رنگارنگ اورا به موقع بدهد. او برای نوشیدن جرعه ای آب به کمک نیاز داشت، نمی دانم آیا می تواند پس از ساعتها بازجویی آبی بنوشد و گلویی تازه کند؟ مردم او را به نام سعید میشناسند ولی مادرش اورا عبّاس صدا میزند، بیاختیار به یاد جانباز کربلا، باب الحوائج، حضرت اباالفضل العباس می افتم.
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویا ولی شناسان رفتند ازاین ولایت
بیش از دو هفته است که پدرم را بدون هیچ اتهامی بازداشت کرده اند. اصلا مگر این بدن مجروح و ناتوان می تواند جرمی مرتکب شود؟ همه میدانند که پدرم سالهاست در حاشیه دنیای سیاست قرار گرفته و برای سیاستمداران تنها نمادی معنوی به شمار میرود. پس چگونه میتواند تاثیری در تحولات داشته باشد تا جرمی از آن پدید آید؟ انگار از این بدن رنجور هم نمی گذرند. تا کنون نه اتهام ایشان به وی تفهیم شده و نه از داشتن حق قانونی وکیل برخوردار است. آنگونه که پزشک متخصص ایشان در بیانیه رسمی اعلام نموده اند جان سعید حجاریان در خطر است و ایشان نیاز به مراقبتهای فوری پزشکی داشته و بدون پرستاری خانواده در انجام امور شخصی و روزمره که لازمه فرائض دینی است با مشکلات جدی مواجه است و اینها همه در حالی است که ضارب پدرم آزادانه به ارعاب مردم مشغول است. ظاهرا مضروب باید به جای ضارب مجازات شود این روزها جز گریستن به درگاه خدا سلاحی ندارم. امروز زینب دختر سعید حجاریان فریاد تظلم و دادخواهی به بیت شما مراجع عظام آورده است که به خاطر خدا هر تلاشی در توان دارید به کار گیرید تا همه مظلومان دربند از جمله پدرم به آغوش خانواده بازگردند که مراجع در سنتی هزار و چند صد ساله همواره ملجا مردم بی پناه بوده اند.
اللهم إنا نشکوا إلیک فقد نبینا وغیبه ولینا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا
زینب حجاریان کاشانی
پاسخ نامه خانم حجاریان
بسم الله الرحمن الرحیم
دختر مکرّم و عزیزم خانم زینب حجاریان
سلام علیکم
مدتی پیش به دعوت عدّهای از دوستان به بازدید شکنجهگاهی رفتم که دژخیمان طاغوت مرا و عدۀ زیادی از انقلابیون را در سالهای قبل از 57 به بند کشیده بودند و اکنون آنرا به موزهای برای عبرت گرفتن تبدیل کردهاند. بازدید سلولهای انفرادی، اتاقهای شکنجه و آلات و ادوات اعترافگیری طاغوتیان علاوه بر آنکه روزهای سخت زندان را به یادم آورد، سئوالهای گوناگونی را در باب وضعیت امروز ما و بسیاری از انقلابیون و زجر کشیدگان پیش از استقرار جمهوری اسلامی برایم تداعی کرد. مهمترین چیزی که از آن بازدید به بعد در ذهن دارم این است که در آن زمان یک وجه مشترک در میان همۀ زندانیان سیاسی وجود داشت و آن هم رسیدن به وضعیتی بهتر و عادلانهتر از آن روزگار بود. در این راه هم میان خودی و دیگری فقط یک مرز داشتیم و آن مرزی بود که آیات هشتم و نهم سورۀ مبارکۀ ممتحنه برایمان ترسیم کرده بود. همۀ مدّعیان امروز اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی و همۀ کسانی که آن شکنجههای دوران طاغوت را دیده یا حتی ندیدهاند و به هر تقدیر امروز بر مسند ادارۀ امور تکیه زدهاند را به بازخوانی آن آیات و تدبّر در آنها فرامیخوانم تا بدانیم و بدانند که نصّ صریح کتاب خدا چه میگوید و ما امروز چه قدر از آن اندیشهها فاصله داریم.
دخترم، تلاش ما برای استقرار ارزشهای کتاب خدا و نهج البلاغۀ مظلوم امیرالمؤمنین هنوز به پایان نرسیده است و پدر بزرگوارت هم یکی از سالکان مخلص همین راه است که جانش را هم بر سر همین سلوک گذاشته است؛ ادعای انقلاب اسلامی این بود که در پی حکومتی علوی است و اگر در این راه به سرمنزل مقصود رسیده بودیم که امام با آن وصیّتِ نگران ما را ترک نمیکرد. شناخت من از دکتر سعید به دهۀ پنجاه و مبارزات آن دوران برمیگردد. من هم همانند شما نمیتوانم اتهامات مضحکی را که امروزه به نام دفاع از جمهوری اسلامی در بسیاری از گفتارها به پای او و بسیاری از خدمتگزاران بازداشت شدۀ نظام میگذارند بپذیرم. در حالیکه بخش مهمی از بنمایههای امنیتی جمهوری اسلامی مدیون اوست و این را همۀ آگاهان میدانند، مگر آنکه بخواهند خود را به ندانستن بزنند. او یک تفاوت جدّی با امروزیها و ضاربان خود دارد که موجب میشود او را تحمّل نکنند و آن این است که نزد او و بسیاری از فداکاران گمنام انقلاب، هدف مقدّسی مانند جمهوری اسلامی موجب نمیشود تا از هر وسیلۀ نامقدّسی بهره ببرند، هر حقّی را تباه سازند و خون یا حتی آبروی کسی را بدون محاکمه در نزد قاضی عادل بریزند. امروز از این اصل دینی بسیار دور شدهایم و خوف آن میرود که آنقدر فاصله بگیریم که از نظام اسلامی جز نامی تهی باقی نماند. با بهرهگیری از چنین اندیشهها و سرمایههای ارزشمندی است که خانوادۀ سعید حجاریان و همۀ عدالت خواهان معتقد به نظام باید به خود ببالند و بر آرمانهای ارزشمند پدران خود ایستادگی کنند و ذرّهای از آن عقب ننشینند که راه اصلاح امور عامّه همین است.
در پایان خود و شما و همۀ دلسوزان مصالح مردم را به دعای وافر در پیشگاه خداوند متعال برای اصلاح امور فرامیخوانم. باز هم همۀ مسئولان جمهوری اسلامی را به رعایت تقوای الهی و به یاد داشتن عقوبت الهی توصیه میکنم که تنها راه حلّ مشکلات کنونی ما دوری از خودخواهی و مطلق انگاری و نیز تمکین در برابر خواست عمومی مردم شریف ایران است و انحراف از این اصل هم سرمنشأ همۀ آلودگیها و ناامنیهاست.
اسدالله بیات زنجانی
زنجان، چهاردهم تیرماه 1388
مصادف با دوازدهم رجب 1430
----------------------------------------
به نقل از : پایگاه خبری یولداش
پيام هاي ديگران ()
link
سهشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ -
آیتالله بیات: امام گفت اگر من نباشم بهزاد نبوی را از بین میبرند
آیتالله العظمی بیات زنجانی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی و اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در زنجان، به شدت از برخوردهای اخیر با فعالان اصلاحطلب انتقاد کرد.
به گزارش «موج سوم» به نقل از امروز، در این دیدار آیت الله بیات پس از استماع سخنان حضار، بیانات خود را با این کلام آغاز کردند که:"این ایامی که با سالروز ولادت حضرت جواد الائمه(ع) مصادف است را به شما تبریک عرض می کنم با اینکه بواسطه عملکرد غلط و غیر قابل دفاع برخی، کامهای شیرین مسلمانان به شدت تلخ است."
وی با اشاره به جریان انتخابات گذشته تاکید کرد:"خارج از مقدمات و شیوه برگزاری سئوال برانگیز انتخابات که هر انسان متفکر و صاحب اندیشه ای را به فکر فرو برده است، نوع برخوردهای پس از آن شامل دستگیری های گسترده، حذف و سانسور روزنامه ها و سایت های منتقد و از همه تاسف بارتر شهادت و ضرب و جرح عده زیادی از هموطنان عزیزمان و نام بردن از آنان به عنوان اغتشاش گر و آشوب طلب، تأسف برانگیز تراست و جا دارد با همه داغداران این وقایع، اظهار همدردی کرد."
این مرجع تقلید تصریح کرد:" عده ای انسان مومن و وفادار به امام(ره)و انقلاب را همین اواخر بازداشت کرده اند که اگر بنده پیرامون بعضی از آنان بگویم که می دانم اهل نماز شب و تهجد هستند و یقیناً بیش از برخی آقایان مدعیِ شناخت و معرفت، هم ولایت فقیه را می شناسند و هم بدان اعتقاد دارند حرف بی ربطی نزده ام. مثلاً آقای بهزاد نبوی که امروز در بازداشت است از مدیران معتقد و مدبّر دوران امام است که بنده او را خوب می شناسم و با او کار کرده ام. برخی از دوستان و مدیران دوران امام(ره) خبر دارند و احتمالاً آقای موسوی خوئینیها که دادستان بوده اند هم به عنوان مخاطب سخن امام(ره) به خاطر دارند که آن بزرگوار پیرامون برخی پرونده سازیها در مورد آقای نبوی به ایشان فرموده بودند:"تا زمانی که من زنده هستم، پرونده ایشان را حل وفصل کنید که اگر من نباشم وی را از بین خواهند برد"؛ همچنین عبارات تحسین برانگیزی که مرحوم شهید رجائی پیرامون همین آقای نبوی گفتهاند هنوز در آرشیوها موجود است."
این مرجع تقلید در پاسخ به یکی از حضار پیرامون احتمال پخش برخی اعترافات ندامت گونه در رسانه ها، افزود:"در سئوالی هم به صورت مکتوب به این موضوع نظر فقهی خود را دادهام. یقیناً گرفتن اعتراف با اشکال مختلف، عجیب و غریب و تأسف برانگیزی که امروز مطرح است، هیچگونه وجاهت قانونی و شرعی نداشته و قابلیت استناد هم نخواهد داشت و اعتراف گیرندگان و رسانه هائی که به هر نحو تلاش می کنند این قبیل اعترافات را به عنوان اعترافات قانونی دارای شرایط طبیعی جلوه دهند، در برابر خدای عالم، مسوول و پاسخگو خواهند بود."
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به اینکه این انتخابات از زوایای دیگری هم قابل بررسی است، اظهار داشت:" اتفاقات اخیر در جهت روشن و شفاف شدن جریانات سیاسی در نگاه مردم، بسیار موثر بود و امروز همگان بیش از گذشته میتوانند تفاوت میان حق و باطل را تشخیص دهند."
وی تاکید کرد:" امروز در این کشور با وجود این همه تبلیغاتی که برخی کردند و سعی داشتند وانمود کنند که همۀ علما و دانشگاهیان کار آنها را تایید می کنند، اینگونه نشد. امروز مرجعیت دینی و علمای دانشگاهی در برابر آنها یا با سکوت خود بر آنان صحه نگذاشتهاند و یا در برابر آنان رسماً اعتراض کرده و هیچگاه عمل آنها را توجیه نکردهاند."
این چهره سرشناس مذهبی افزود:" عده ای سعی می کنند اعمال خلاف قانون خود را، قانونی جلوه دهند در حالیکه اینان روح قانون اساسی را در نیافته اند و گوئی قانون اساسی در حد ابزاری برای رسیدن به اهداف فردی و سلیقه ای آنان تنزل یافته است. قانون در اینجا کلمه حقی است که برخی سعی می کنند به نفع خود و جریان سیاسی متبوعشان آن را تفسیر کنند و گاه معنای باطلی هم از آن بیرون بکشند."
وی خاطر نشان کرد:"نیروهای مردمی و معتقدان واقعی به جمهوری اسلامی مورد اعتقاد امام(ره) بدانند که باید وحدت خود را حفظ کنند و بدانند این کشور و این نظام متعلق به پیروان راستین امام(ره)و شکنجه دیدگان زندانهای طاغوت است و دیگران غاصبند."
لازم به ذکر است این دیدار در جریان سفر این مرجع تقلید به زنجان، انجام شد.
------------------------------
به نقل از : موج سوم
پيام هاي ديگران ()
link
سهشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ -
آخرین نسخهی اولتراسرف
پس از فیلترینگ گستردهی اخیر نمونهی بتای آخرین نسخهی اولتراسرف عرضه شد که گفته میشد برای کاربران ایرانی است ولی اصلاً خوب کار نمیکرد. اکنون نسخهی u95 فیلترشکن اولتراسرف عرضه شده که آنرا از اینجا میتوانید دریافت کنید. این نمونه کمحجم، سریع و کاراست و از دو نسخهی قبلی این نرمافزار بسیار بهتر کار میکند و تمام سایتها از جمله یوتیوب را به راحتی باز میکند و امکان ثبت نام و نظرگذاشتن در هر سایتی را به شما میدهد.
دوستانی که برای اوّلین بار است از اولتراسرف استفاده میکنند سه نکته را رعایت کنند:
الف. پیش از استفاده، به بخش option بروید؛ تمام تیکها را بردارید و OK کنید.
ب. حتماً وقتی مرورگرتان باز است از اولتراسرف خارج شوید و گرنه ابتدا اکسپلورر را باز کنید و بعد اولتراسرف را باز و بسته کنید تا تنظیمات پروکسی به حالت اوّل برگردد.
ج. کسانی که از فایرفاکس استفاده میکنند باید برای استفاده از اولتراسرف، این افزونه را دریافت و علامت آن را در سمت راست پایین مرورگر فعّال کنند.
پ. ن: دوستانی که اینترنت پرسرعت دارند میتوانند فیلترشکن تور را که وحید آپلود کرده از اینجا دریافت کنند.
-----------------------------------
به نقل از : ایمایان
پيام هاي ديگران ()
link
دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۸ -